کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: sweat، Sweaty، Sweater - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
swet-sweat-En-سواِت-سوات- خوی، عرق، عرق ریزی، عرق کردن، مشقت کشیدن، خیس عرق شدن معانی دیگر: ژف، تن خیسه، زهه، خوی آوردن، زهیدن، خوییدن، ژف کردن، تعریق کردن، دانه های آب (روی چیزی) پیدا شدن، آبدانه (یا ژفدانه) دار شدن، (به ویژه برگ تنباکو) تخمیر شدن یا کردن، (به طریق آنزیمی) به عمل آوردن، تراویدن، تر...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Elevator - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Elevator-En- آلا ویتاelɪveɪtə- eləˌvetərآلا ویدِر(اِلَ ویتر)= بالا برنده، اسانسور، بالا بر، بالارومعانی دیگر: (شخص یا دستگاهی که بالا می برد) بالابر، آسانسور، فرازبر (در انگلیس می گویند : lift ((محل بنایی و معدن وغیره) فراز رسان، رجوع شود به: grain elevator، (بالچه های دم هواپیما) سکان افقی، باله ی ...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Eyebrow - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Eyebrow-Enآی براو-ˈɑɪ.brɑʊ=خط ابرو، اب رو، حاجب، گچبری هلالی بالای پنجرهمعانی دیگر: (کالبد شناسی) استخوان ابرو، استخوان بالای چشم، معماری گچبری هلالی بالای پنجره Eyebrow-Turk-آی براو=جلو آمدگی هلالی شکل، جلو آمدگی بالای چشم، و....Ай- Ay- Eye - - آی=ماه، چشم، زیبا، درخشان ، آینه ، نور وروشنایی ،با غی...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی؛ آرام، Devoted، Devout, Devote - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Devote-En- دیوُdɪˈvəʊtت-dɪˈvoʊt دِوُوت=اختصاص دادن، وقف کردن، فدا کردنمعانی دیگر: کنار گذاشتن، وقف (چیزی) کردن، ویژه کردن، صرف کردن Devote-Turk-دیوُت-دَوُت، داوُت=دعوت، ویژه کردن یا اختصاص دادن یا وقف کردن وقت یا مال یا جان خود در راه و عقیده یا برای کسی، و...De دَ=نفی، نه، نیست، و... منفی کننده : م...
;کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Devaluation، Devalue - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Devalue-Enدیوالیو-ˌdiːˈvælju-dɪˈvæˌlju دِوالیو=(ارزش یا اهمیت چیز یا شخص را کم کردن) ارج کاهی کردن، ارزش کاهی کردن (devaluate هم می گویند)، تنزل ارزش دادن، از ارزش و شخصیت کسی کاستنDevalue-Turk-دیوُلیو=(ارزش یا اهمیت چیز یا شخص را کم کردن)، و... Dev دِو=بشکن، خرد کن، فعل امر دِومکdevmek=شکستن، خرد ک...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Devastation، Devastate - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Devastate-En- دَواستیتdevəsteɪt-ˈdevəˌstetدَواستِت=: خراب کردن، ویران کردن، تاراج کردن، پایمال کردنمعانی دیگر: (جامعا) خراب کردن، با خاک یکسان کردن، گیج و سراسیمه کردن، خورد کردن Devastate-Turk-دِواستِد، دِو ایستَ=خواهان خرابی، خراب کردن، ویران کردن، تاراج کردن، پایمال کردن، و...Dev دِو=بشکن، خرد کن...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی باترکی: Dial, Dial up, Dialing - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Dial-En-دایلˈdaɪəl= صفحه شماره گیر، شاخص، صفحهء مدرج ساعت، صفحه عقربک دار، شماره گرفتن، گرفتن تلفن یا رادیو و غیرهمعانی دیگر: (هر صفحه ی مدرج مانند صفحه ی ساعت و یا صفحه ی رادیو که طول امواج روی آن ثبت شده است و غیره) صفحه ی ساعت، صفحه ی رادیو، (برخی تلویزیون ها) صفحه ی کانال گیر، (تلفن) شماره گیر، ...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Deviant- Deviancy- Deviate - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Deviant-En-دی ویینت -دییِوینت- ˈdiːvɪənt = منحرف، غیر سالممعانی دیگر: (به ویژه در روان شناسی) کجرو، گمراه، منحط Deviant-Turk-دوینت=منحرف ، کجرو، و....Dev دِو=شکسته، کج، انحراف، چرخش، بشکن، خرد کن، فعل امر دِومکdevmek=شکستن، منحرف کردن، کج کردن، خرد کردن، کم کردن، تنزل دادن، خرد و ریز کردن، افت دادن،...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Delamination، Delaminate - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Delamination-En—دیلامینیشِن، دیلیمینیشِن= تورق، لایه لایه شدگی، برگبرگیDelamination-Turk- دیلامینیشِن، دیلِمینیشِن=قاچ شدگی، تورق، لایه لایه شدگی، برگبرگی، و... Del دیل Dil=زبان، برش، قاچ، بریدگی، شکاف، بریده، تقطیع، جدایی، فصل، ورقه، لایه، دریدگی، قاش، برگبرگی، و...فعل امر دیلمکDilmek=بریدن، شکافتن...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Dilate، dilation، Dilatation - تاریخ: 1405/6/23 ساعت: 17:50
Dilate-En- دایلِت daɪˈleɪt= : بزرگ کردن، منبسط کردن، گشاد کردن، اتساع دادنمعانی دیگر: فراخیدن، فراخ شدن یا کردن، گشاد شدن یا کردن، کش آمدن یا آوردن، متسع شدن، اتساع یافتن، منبسط شدن، (سخن و نگارش) شرح و بسط دادن، وارد جزییات شدن (با: on یا upon) Dilate-Turk-دیل اِت=شکاف دادن، شکافتن، باز کردن، گشودن...
کلمات مرتبط فارسی ، انگلیسی با ترکی:Wonderer،Wonder،Wonder Worker - تاریخ: 1402/11/6 ساعت: 15:03
در ادامه چند کلمۀ انگلیسی که با حرف W ساخته شده و بی ارتباط با کلمات قبلی نیست را انتخاب کردم با هم ارتباط آنها را بررسی می کنیمWonder Worker-En- وُندا وُکاˈwʌndəˈwɜːkə- wəndərˈwɜːrkər واندِر وُرکِر= کسیکه معجزه میکند، ادم خارق العاده و صاحب کرامتWonder Worker-Turk وُندیر وُرکِر= کسیکه معجزه میکند، ...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Wandering،Wanderer،Wander - تاریخ: 1402/11/6 ساعت: 15:03
در ادامه چند کلمۀ دیگر که با کلمۀ پیشین انگلیسی مرتبط است را انتخاب کردم با هم آنها را بررسی می کنیمWander-En- وُانداˈwɒndə- wɑːndər واندر= سرگردان بودن، منحرف شدن، اواره بودنمعانی دیگر: ) بی هدف( حرکت کردن، پرسه زدن، پلکیدن، (با بی خیالی) راه رفتن، یالم یالم رفتن، خرامان رفتن، )معمولا با: off(گمراه...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:order-word order،Sworn،Swearword - تاریخ: 1402/10/6 ساعت: 1:41
در ادامه ارتباط کلماتی که در زبان انگلیسی با Word ساخته شده را مورد بررسی قرار می دهیمSwearword-En- سُواِدˈsweəwɜːd-سُوا وُد- ˈsweəwɜːrd سُوا وِرد= فحش، بد زبانی، بد دهانی، ناسزا، کفر گویی، قسم دروغSwearword-Turk سُواِدف سُوا ورد= فحش، بد زبانی، بد دهانی، ناسزا، کفر گویی، قسم دروغ، و...swear-En سُوَ...
کلمات مرتبط فارسی،انگلیسی با ترکی:Weary،Ware،Wergild،Wergeld،Work،Worker - تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 13:15
باز هم چند کلمۀ انگلیسی که با حرف W ساحته شده را انتخاب کردم باهم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیمWork-En -وُک wɜːk - wɜːrk وُرک= عملیات، چیز، وظیفه، سعی، ساخت، استحکامات، زحمت، شغل، زیست، کارخانه، فعل، کار، نوشتجات، موثر واقع شدن، اثار ادبی یا هنری، عمل کردن، کار کردن، زحمت کش...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Wordy،Word - تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 13:15
باز هم بررسی ارتباط کلمات ساخته شده با حرف W انگلیسی را ادامه می دهیم Word-En-وُاَد، وَد-wɜːd- ˈwɜːrdوُرد= خبر، خطابت، عهد، لفظ، حرف، گفتار، قول، فرمان، فرمایش، سخن، پیغام، کلمه، لغت، واژه، لغات را بکار بردن، با لغات بیان کردنمعانی دیگر: کلام، آگهداد، پیام، اطلاع، شایعه، زبانزد، حکم، دستور، پیمان، (...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Wore،Wearing،Wearer،Wear،Were - تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 15:56
در ادامه چند کلمۀ دیگر که با حرف W در زبان انگلیسی ساخته شده را انتخاب کردم با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم.Were-En- وُا wɜː - wɜːr وُاَر= زمان گذشته ی are از فعل to be) )بودند، بودید (و غیره)، گذشته فعل be to و جمع فعل ماضی wasWere-Turk-وار=بود، هست، زمان گذشته ی are از...
کلمات مرتبط فارسی،انگلیسی با ترکی:Weary،Ware - تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 15:56
باز هم چند کلمۀ انگلیسی که با حرف W ساحته شده را انتخاب کردم باهم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیمWare-En- وُاweə- ˈwer وُر= جنس، اجناس، کالای فروشی، متاع، کالا، اگاه، حذر کردنمعانی دیگر: (معمولا جمع) کالا (به ویژه در مغازه)، جنس (اجناس)، فرآورده، محصول، افزار، ابزار، وسیله، (م...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Biotic، Biota،Bibber،Bib، Cock، Bibcock - تاریخ: 1402/9/3 ساعت: 7:58
ارتباط کلماتی از زبان انگلیسی که با پیشوند Bi ساخته شده است را مورد بررسی قرار می دهیمBibcock-En-بیب کُکbɪbkɒk- bɪbˌkɑːk بیب کاک=(لوله کشی آب و گاز و غیره) شیر سرخم، شیر سرکج، شیرتخلیه، شیر اب سرکجBibcock-Turk-بیب کوک=(لوله کشی آب و گاز و غیره) شیر سرخم، شیر سرکج، شیرتخلیه، شیر اب سرکجBib= سینه بند،...
کلمات مرتبط فارسی، انگلسیسی با ترکی:Toil،Toyer، Toy،Worshipper،Worship - تاریخ: 1402/9/3 ساعت: 7:58
در ادامه چند کلمه از زبان انگلیسی انتخاب کردم با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم -Worship-En-وُشیپˈwɜːʃɪp- ˈwɜːrʃəpوُرشیپ= ستایش، پرستش، ستایشگری، سجود، عبادت، عبادت کردن، ستودن، پرستش کردن، ستایش کردن، پرستیدنمعانی دیگر: نیایش، بسیار دوست داشتن، نیایش کردن، (انگلیس - عنوان...
کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Wurst،Warbler،Warble،War - تاریخ: 1402/9/3 ساعت: 7:58
بعضی کلمات انگلیسی ساختار جالبی دارد و معانی مختلف و خاصی از آن برداشت شده است حالا چند کلمه که دارای ریشۀ مشترک هستند را مورد بررسی قرار می دهیمWar-En - وُwɔː- ˈwɔːr وُر، وور= نزاع، جنگ، رزم، محاربه، حرب، افند، دشمنی کردن، عداوت کردن، کشمکش کردن، جنگ کردنمعانی دیگر: پیکار، مبارزه، جنگیدن، آفندیدن، ...