خرید بک لینک

Deviant-En-دی ویینت -دییِوینت- ˈdiːvɪənt = منحرف، غیر سالم

معانی دیگر: (به ویژه در روان شناسی) کجرو، گمراه، منحط

کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Deviant- Deviancy- Deviate

Deviant-Turk-دوینت=منحرف ، کجرو، و....

Dev دِو=شکسته، کج، انحراف، چرخش، بشکن، خرد کن، فعل امر دِومکdevmek=شکستن، منحرف کردن، کج کردن، خرد کردن، کم کردن، تنزل دادن، خرد و ریز کردن، افت دادن، خورد کردن، تکه تکه کردن، ریز ریز کردن، درهم کوفتن ، کوبیدن، درب و داغون کردن، ویران کردن، خراب کردن، با خاک یکسان کردن، و...

یولینگ دِو yoling dev-=راهت را کج کن(بشکن)

یولین دِوyolin dev-=راهش را کج کن، گمراهش کن، از راه منحرفش کن

باشینگ دِوbashing dev-= سر خم کن، سر کج کن

ارابانینگ پرمانینی دِو Arabaning permaniny dev-=فرمان اتومبیل را کج کن

Devian دِوَن=شکسته، کج شده، منحرف شده، و...

باش دِوِن bash devan=سر شکسته، سر خم کرده، (باش دِون آدم= کسی که (آدمی که) سر خم کرده

یولین دِوَن yolin devan- = راهش را کج کرده(شکسته)، از راهش منحرف شده

پسوند اِت ، اِد=کرده ، شده، انجام گرفته، و....

Deviancy-En- دیوینسی ˈdiːviˌensi= انحراف، برگشتگی، رفتار منحرف، کج رفتاری

Deviancy-Turk- دِوِنسی= انحراف، برگشتگی، رفتار منحرف، کج رفتاری

پسوند سی تقریبا معادل پسوند (اش )در فارسی، ضمیر متصل مفرد غایب به‌معنیِ او، آن – مثل : آلما=سیب- آلماسی=سیبش، سیب او، گرفتنش، گرفتن او- گلمه سی=آمدنش، آمدن او- گیدمه سی=رفتنش، رفتن او- آیدماسی=گفتنش، گفتن او، اِیه سی= صاحبش، صاحب او،(نشانه تعلق و مربوط بودن به کسی یا چیزی)، و...

آلماسی یوق(یوک)=سیبش نیست، او سیب ندارد

پارا آلماسی اوزاقا چکدی=پول گرفتنش (گرفتن او) به درازا(طول) کشید

آیدماسی اوزاقا چکدی=گفتنش( گفتن او، حرف زدنش) طول کشید

اِیه سی گلدی=صاحبش آمد، صاحب آن(او) آمد

Deviate-En- ˈدیوییتdiːvɪeɪt- ˈdiːviˌetدیوی اِت= عدول کردن، پرت شدن، منحرف شدن، کجرو شدن، انحراف ورزیدن

معانی دیگر: کجروی (کژروی) کردن، منحرف کردن یا شدن، گمراه شدن، کیبیدن، کژ رفتن، کج تافتن، بردیدن، کژ راه شدن، رجوع شود به: deviant، غیر سالم

Deviate-Turk-دِوی اِت=شکسته کردن، کج کردن، کجروی کردن، و....

Devi دِوی =شکستگی، کجی، گمراهی، و...

Ate اِت Et اِت ed اِد=کرده، شده، ادا، انجام، اجرا، حرکت، رفتار، اشاره، وضع، قیافه، ژست دهش، نحوه عملکرد، بکن، انجام بده، و...فعل امر اِتمک، اِدمک=کردن، شدن، انجام گرفتن، ادا کردن، و....

برچسب: نویسنده: هیراد مهدوی تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 17:50

صفحه بندی