خرید بک لینک

Devastate-En- دَواستیتdevəsteɪt-ˈdevəˌstetدَواستِت=: خراب کردن، ویران کردن، تاراج کردن، پایمال کردن

معانی دیگر: (جامعا) خراب کردن، با خاک یکسان کردن، گیج و سراسیمه کردن، خورد کردن

کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Devastation،Devastate

Devastate-Turk-دِواستِد، دِو ایستَ=خواهان خرابی، خراب کردن، ویران کردن، تاراج کردن، پایمال کردن، و...

Dev دِو=بشکن، خرد کن، فعل امر دِومکdevmek=شکستن، خرد کردن، کم کردن، تنزل دادن، خرد و ریز کردن، افت دادن، خورد کردن، تکه تکه کردن، ریز ریز کردن، درهم کوفتن ، کوبیدن، درب و داغون کردن، ویران کردن، خراب کردن، با خاک یکسان کردن، و...

اُویی دِو=خانه را خراب کن، خانه را بشکن، خانه را خورد کن

اِتی دِو=گوشت را خورد کن، گوشت را ریز ریز کن، گوشت زا بکوب

دِوگیلی اِت=گوشت کوبیده، گوشت چرخ کرده، گوشت خورد(خُرد) و ریز شده

دِوگیلی جای= محل(خانه) با خاک یکسان شده(خورد شده، ویران شده)

دیشینی دِو=دندانش را خورد کن(بشکن)

Asta ایستَSta=خواست،خواسته، آرزو، طلب، مطالبه، دوستدار، خواهان، آرزومند، مایل، راغب، مشتاق، طالب، خواستار، متقاضی، شیفته، عاشق، مدعی ، وضع، تمایل، خواست، چگونگی ، حالت، خیم، مزاج، سرشت، طبیعت، خو و... بخواه، طلب کن، و... فعل امر ایستَمکastamek =خواستن، طلب کردن، تمایل داشتن، و...

اُنی اِستَ=آن را بخواه، آن را طلب کن، به او تمایل داشته باش، و...

اُندان ایستَ آیدسین=از او بخواه اظهار کند(شرح دهد، بگوید، )

اُندان ایستَ من آیدمایین=از او بخواه اظهار کند (من نگویم،

Ate اِت Et اِت ed اِد=ادا، انجام، اجرا، حرکت، رفتار، اشاره، وضع، قیافه، ژست دهش، بازده، امر اِتمک، اِدمک=کردن، شدن، انجام گرفتن، ادا کردن، و....

بو ایشی اِدا(اِتا)=این کار را انجام بده(اجرا کن)

بو جوره اِد (اِت)، اِدا=اینطور انجام بده، اینطور حرکت(رفتار، اجرا، و...)کن

Devastate دِو ایستَ اِد=خرابی خواستی بکن، خواستی خورد کن(ویران کن، و.....)

Devastation-En- دَوایستیشِنdevəˈsteɪʃn̩ = خرابی، انهدام

معانی دیگر: با خاک یکسان سازی، ویران سازی، ویرانگری، تباهی

Devastation-Turk-دِوایستِشِن=خواهان خرابی شدن(شده)، مایل به ویران شده(شدن)، خراب شده، ویران شده، خرابی، ویرانی، و....(به معنی Devastate رجوع شود)

پسوند شِن، و شان در زبان ترکی حکایت از انجام گرفتن آن فعل یا عمل است

گولیشِن=خندیده، - آغلاشان=گریه کرده- گیدیشِن=رونده، رفته

اُل گولیشِن آدام=اون آدمی که خندیده، اون آدمی که همراه بقیه خندیده

اُل آغلاشان آدام= اون آدمی(مردی)که گریه کرده

تایماز یک اسم و کلمه ترکی است

کلمات مشابه زیادی در زبان ترکی با پسوند ماز بکار رفته است

پسوند ماز منفی کننده است، نه، بی، بدون، و....

تایماز= سُر نمی خورد، پایش نمی لغزد، خطا نمی کند، اشتباه نمی کند، سقوط نمی کند، زلت نمی پذیرد، سکندری نمی خورد، و... – تای =سُر بخور، بلغز، خطا کن، و....(فعل امر ) ریشه فعل تایماک= لغزیدن، خطا کردن، و....

قالماز=نمی ماند، و... -قال= بمان، و... (فعل امر)ریشه فعل قالماک=ماندن، و...

بارماز=نمی رود و....- بار= برو، و... (فعل امر)ریشه فعل بارماک=رفتن، و...

تاپماز=پیدا نمی کند، نمی یابد ، و...– تاپ=پیدا کن، بیاب، و...(فعل امر) ریشه فعل تاپماک= یافتن، پیدا کردن، و...

یانماز=نمی سوزد، آتش نمی گیرد، و....یان = بسوز(فعل امر) ریشه فعل یانماک=سوختن، آتش گرفتن، و....

یوقوتماز=قورت نمی دهد، و...یوقوت=قورت بده(فعل امر ) ریشه فعل یوقوتماک= قورت دادن، و....

تایماز به صورت تای(تایم)=نظیر، مشابه، مثل، مانند، قلو، لنگه، همتا، و... + آز =کم، اقل، اندک، اندک اندک، انگشت شمار، خفیف، و...

اُنگ تای با=اون نظیر دارد، اون مشابه دارد

کُوُش تای با تای بولیبدیر= کفش لنگه به لنگه شده

اُل زادینگ تای تاپیلدی=مشابه آن چیز پیدا شد

اُل تای یوق=آن(او) نظیر ندارد

منگ تایم آز=مشابه من کم است، و....

تایماز=بی همتا، بی نظیر، و...(تای+ماز)

برچسب: نویسنده: هیراد مهدوی تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 17:50

صفحه بندی