Dilate-En- دایلِت daɪˈleɪt= : بزرگ کردن، منبسط کردن، گشاد کردن، اتساع دادن
معانی دیگر: فراخیدن، فراخ شدن یا کردن، گشاد شدن یا کردن، کش آمدن یا آوردن، متسع شدن، اتساع یافتن، منبسط شدن، (سخن و نگارش) شرح و بسط دادن، وارد جزییات شدن (با: on یا upon)
Dilate-Turk-دیل اِت=شکاف دادن، شکافتن، باز کردن، گشودن، گشاد کردن، و....
1-دیل Dil=زبان(سخن، شرح، بیان، و..)، برش، قاچ، بریدگی، شکاف، بریده، تقطیع، جدایی، فصل، ورقه، لایه، دریدگی، قاش، برگبرگی، و...فعل امر دیلمکDilmek=بریدن، شکافتن( جدا کردن، باز کردن، گشادن، وا کردن، گشودن ، گشاد کردن، تشریح کردن، شرح دادن، کش دادن، (سخن و نگارش) شرح و بسط دادن، وارد جزییات شدن و...)قاچ کردن، لایه لایه بریدن، برگ برگ بریدن، و...
Ate اِت Et اِت ed اِد=ادا، انجام، اجرا، حرکت، رفتار، اشاره، وضع، قیافه، ژست دهش، کارایی، امر اِتمک، اِدمک=کردن، شدن، انجام گرفتن، ادا کردن، و....
اُنی دیل اِت(اِد)=آنرا بشکاف(باز کن، گشاد کن، و...)، آنرا به حرف در بیار
اُل دیلِتی(دیلِدی)=او آغاز به حرف زدن کرد، ((سخن و نگارش) شرح و بسط دادن، وارد جزییات شدن)
قارپوزی دیلتی(دیلدی)=هندوانه را قاچ کرد، هندوانه را شکاف داد، و....
2- Di دا da=هست، است، مثبت، تایید، و.... + یلil(yel)=باد، منبسط، متورم، آماس، فراخ، و....اِتat(et)، Ate اِت Et اِت ed اِد=ادا، انجام، اجرا، حرکت، رفتار، اشاره، وضع، قیافه، ژست دهش، بازده، امر اِتمک، اِدمک=کردن، شدن، انجام گرفتن، ادا کردن، و....،
معمولن دا در ترکی در آخر کلمه، فعل یا جمله می آید. معادل دیگه فارسی: آن کار را بکن دیگه
اُنی یل اِد(اِت) دا ony il(yel)et(ed)da .=آنرا باد کن دیگه
- dilation-En دایلِشِن daɪˈleɪʃn̩ - daɪˈleɪʃn̩ دایلیشِن= اتساع، اماس
معانی دیگر: فراخش، فراخ شدگی، از هم گشودگی، گشاد شدگی، انبساط (فراخ شدگی طبیعی اندام، با dilatation مقایسه شود)، فراخیدگی، کش آمدگی، تاخیر
Dilation-Turk-دایلِشِن-دیل اِت شِن(دیلِتشِن)، دایلِشِن=گشاد کرده شده، گشاد شدگی، باز شدگی، گشاد شدگی، و...
Dilation دایلِشِن= Di دا da=هست، است، مثبت، تایید، و.... + یلil(yel)=باد، منبسط، متورم، آماس، فراخ، و....اِتat(et)= کرده، شده ، گوشت، جسم، تن، اندام، و...+شِنshen= پسوند شِن، و شان در زبان ترکی حکایت از انجام گرفتن آن فعل یا عمل است، کرده ، شده، =باد شده است، متورم شده است، آماسیده است
Ilat یلِت (yelet)=باد کردن، آماسیدن، منبسط شدن، اتساع کردن، و...
تیگر یلِتدی=چرخ(لاستیک) را باد کرد
ایچیم یلِدی(یلِتدی)=شکمم باد کرد، شکمم متورم شد
ایچی دا یلِشِن=داخلش(شکمش) دیگه پر باد شده(متورم شده)
Dilatation-Enدایلتیشِنdaɪləˈteɪʃn̩- ˌdɪləˈteɪʃn̩دیلِتیشِن= اتساع، انبساط
معانی دیگر: (پزشکی - فراخ شدگی غیرطبیعی هر مجرا یا حفره یا سوراخ بدن) پرفراخی (با dilation مقایسه شود)، رجوع شود به: dilation
Dilatation-Turk- دیلِتیشین=فراخ شدگی انجام شده، اتساع، انبساط، و...
در Dilate, dilation بیان داده شد
Dilate دیلِت(دیل اِت) dilat=شکافت(باز شدگی، گشادگی، فراخ شدگی، و....)
Ation اِتیشِن=انجام گرفته، کرده شده
چُغلی فارسی با چُغلی ترکی به نظر مرتبط می باشد
1-چُغلی=سرریز شدگی، لبریز شدگی، طغیانگری، نا فرمانی، و...-چُغ فعل امر چُغماک= سرریز شدن، لبریز شدن، کف کردن مایعات(مثل شیر ، و...) ، طغیان کردن، اظهار کردن، خبر دادن، صدا زدن، کف کردن، بکف آمدن، شورش کردن، تظاهرات کردن، به صدا در آمدن، شعار دادن(گفتن مطلبی بر سر جمع به بانگ بلند. در موافقت یا مخالفت با عقیده ای یا شخصی برای تهییج و دمساز کردن آنان)، شکوه و شکایت کردن، و...
سویت چُغدی=شیر سر ریز شد، شیر کف کرد، و...
اُلار اُنگ تِرسینه چُغدیلار=آنها بر ضد او طغیان(بلوا، شورش، تظاهرات، و...) کردند
2- چغلی کردن(چاغالی)=بچه گی کردن، مثل بچه ها خبرها ورویدادها وآنچه دیگران گفته یا انجام داده اند(خطای دیگران) را به بزرگتر یا به پدر ومادر یا به معلم منتشر کردن و گفتن(چاغا=بچه) - دیللی=حرّاف، زیاده گو، سخنور،دارای سخن وحدیثی برای گفتن
چاغلیک سوزی=جرف بچه گانه
برچسب:
نویسنده: هیراد مهدوی