در ادامه باز هم از حرف B انگلیسی چند کلمه برای بررسی ارتباط آنها با فارسی و ترکی انتخاب کردم اکنون با هم به بررسی آنها می پردازیم
Bed-En بَد-bed- بِد= فراش، کف، ته، بستر، رختخواب، باغچه، خوابگاه، طبقه، خوابیدن، تشکیل طبقه دادن
معانی دیگر: تختخواب (معمولا شامل تخت و تشک و روانداز و بالش می شود)، بالین، سریر، گاس، بستر گیاه، محل رویش هرچیز، محل قرارگیری هرچیز، هر توده یا انباشته ی بستر مانند، (زمین شناسی و کان شناسی) لایه، چینه، پشته، جماع کردن، هم بستر شدن، رجوع شود به: bedstead، جای خواب، جای استراحت، به بستر رفتن یا بردن، غنودن، جای خواب تهیه کردن، خواباندن، (محکم در جایی) قرار دادن، فروکردن، (گیاه را) نشاندن، به صورت باغچه یا بستر گیاه درآوردن، لایه لایه کردن، چینه چینه کردن، زیرسازی کردن، زیرکار ساختن، خوابیدن دربستر
Bed-Turk-باد، بید= فراش، کف، ته، بستر، رختخواب، باغچه، خوابگاه، طبقه، خوابیدن، تشکیل طبقه دادن، و...
B بیbe بِ=این، بودن، وجود داشتن، ماندن، و...(به معنی be رجوع شود)
Ed اِد یا اِتet=فعل امراِدمک edmek یا اِتمکetmək= کردن، شدن، مترادف کردن:اجرا کردن، انجام دادن، عمل کردن، ساختن، درست کردن، ادا کردن، به جای آوردن، گزاردن، آرمیدن، جماع کردن، مجامعت کردن، تکیه دادن، راحت کردن، استراحت کردن، خوابیدن، هم بستر شدن، اسودن، ارمیدن، متکی بودن به، بازی کردن، نمایش دادن، بجا آوردن، ایفا کردن، ادا کردن، نهادن، گذاشتن، نشاندن، کاشتن، نشا کردن، جا کردن، فرو کردن، گذاردن، جا انداختن، اراستن، منبت کاری کردن، در چیزی کار گذاشتن، خاتم کاری کردن، گوهرنشان کردن، و...
muny ed مونی اِدbunu et= این (کار) را بکن(انجام بده)
ony yatak edاُنی یاتاک اِد=آن را تختخواب(جای خواب، خوابگاه، بستر، رختخواب، و...) کن
beny yatak ed بینی یاتاک اِد= این را تختخواب(جای خواب، خوابگاه، بستر، رختخواب، و...) کن
be yatak edilly بی یاتاک اِدیللی= این تختخواب(جای خواب، خوابگاه، بستر، رختخواب، و...) کرده شد
be eddy بی اِددی= این کرد، این جماع کرد، این انجام داد
be işy ed بی ایشی اِد= ای کار را بکن
Bad- Bed باد، (باتbat)=غرق، فرو، پایین، پست، تحت، تحتانی، دامنه، دون، زیر، زیرین، فرود، فرودین، قعر، مادون، نازل، بن، بیخ، ریشه، پس، بنیاد، ژرفنا، عمق، قعر، آخر، انتها، منتهاالیه، و... فعل امر بادماک badmak(batmak باتماک)=فرو رفتن، پایین رفتن، به ته رفتن، و....
yere badmak یره باتماک، yere batmak= به زمین فرو رفتن
suwa badmak سوا بادماک= به آب فرو رفتن، غرق شدن
Gözy uka badmak گُوزی اوکا بادماک= چشمش به خواب فرو رفتن
Gözy uka bad گُوزی اوکا باد= چشمش به خواب فرو رفت
uka bad اوکا باد= بخواب، به خواب فرو برو، تخت بخواب
Bed بید bid (بیتbit)= رشد، رویش، نشو، نمو، بالش، پیشرفت، افزایش، ترقی، اثر، نمود، نتیجه، روش، رشد، حاصل، تومور، گوشت زیادی، چیز زائد، فزونی، افزایش، اضافه، ترقی، توسعه، تکامل، کامل، تام، تمام، اتمام، و...- فعل امر بیدمک bidmek یا بیتمکbitmek=رشد و نمو کردن، سبز شدن، کارسازی شدن، تمام شدن، و...
Bitmek)) Ösümlik bidmek اُوسوملیک بیدمک(بیتمک)= رشد کردن گیاهان، سبز شدن گیاه
meniň işim biddy(bitdy) مِنینگ ایشیم بیددی= کارم تمام شد، کارم انجام شد، کارم ساخته شد
Bedder-En بِدا- bedə- بِدِر bedər = بسترساز، سنگ بستر، لله، کسیکه بچه را خواب میکند
معانی دیگر: روتختی، تختپوش، شمد، (گیاه شناسی) گل یا گیاه مناسب باغچه
Bedder-Turk-بِدِر-باددیر = بسترساز، سنگ بستر، لله، کسیکه بچه را خواب میکند، و...
Bed= فراش، کف، ته، بستر، رختخواب، باغچه، خوابگاه، طبقه، خوابیدن، تشکیل طبقه دادن، و...(به معنی bed رجوع شود)
Er اِر arاَر= چیز، شخص، کننده، فاعل، مرد، شوهر، جوانمرد، و...
iş eder ایش اِدِر= کار می کند، کار کننده
Yatirar یاتیرار=می خواباند، خواب کننده
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 61
تاريخ: سه
شنبه
25 مهر
1402 ساعت: 7:58