چند کلمه از زبان انگلیسی انتخاب کردم که در زبان فارسی و ترکی نیز به همان صورت بکار برده می شود اکنون با هم آنها را مورد بررسی قرار می دهیم
Bazaar(bazar)-En- بازاbəˈzɑː- bəˈzɑːr باِزار= بازار
معانی دیگر ): از ریشه ی فارسی)، (در خاورمیانه) بازار، فروشگاهی که در آن انواع کالا به فروش می رسد
Bazaar-(bazar)-Turk بازار-=بازار
Bazaar (bazar)-بازار=بازار، بازارچه، بازارگاه، بازارگه، تیمچه، راسته، رسته، سوق ، معامله، خریدوفروش، سروکار، میدان، و...
Bazardan satyn aldym بازاردان ساتین آلدیم= از بازار خریدم
Satyn almak üçin bazara bardym، ساتین آلماک اوچین بازارا باردیم، Almaq üçün bazara getdim= برای خرید به بازار رفتم
Battle-Enبَتِل- ˈbætl̩، بات اِل= نبرد، پیکار، نزاع، جنگ، مبارزه، مصاف، جدال، رزم، محاربه، زد و خورد، جنگ کردن
معانی دیگر: (ارتش) نبرد (در خشکی یا دریا یا هوا)، کارزار، غزوه، کشمکش، تقلا، تلاش کردن، کشمکش کردن، تقلا کردن، مبارزه کردن، ستیز کردن، نبرد کردن، رزمیدن، جنگیدن، (قدیمی) گردان، (قدیمی) استحکامات ساختن
Battle-Turk-باتِل، بات اِل، با آتیل= نبرد، پیکار، نزاع، جنگ، مبارزه، مصاف، جدال، رزم، محاربه، زد و خورد، جنگ کردن، و...
بات bat= غروب، فرو کش، انحطاط، زوال، نابودی، اضمحلال، امحا، انحطاط، انقراض، انهدام ، فقدان، فنا، محو، نیستی، هلاک، براندازی(برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی کشور و تسلط بر اوضاع و روی کار آوردن حکومتی نو)، دفع افات، ناپدیدی، از دید روی، کم و کاستی، پایین آوری، فروکشی، نزول، فروروی، رخنه، راه یابی، راه یابی، رهیافت، نفوذ، رخنه، رسوخ، سرایت، تاثیر، نفاذ، اعتبار، توانایی، قدرت، غرق، و...فعل امر باتماکbatmak = غروب کردن، پایین رفتن، فرو رفتن، غرق شدن، فرو کش کردن، فرونشینی کردن، نابود شدن، فرو بردن، ، خنجر زدن، زخم زدن، سیخ زدن، سیخونک زدن، و...
Ol hanjary gayna batirdy اُل هانجاری گارنینا باتیردی= او خنجر را در شکمش فرو کرد
Le اِل el= دست، ید، ارتباط، تبانی، رابطه، تسلط، قدرت، و...مترادف: بازو، سلاح، شاخه، اسلحه، شعبه، قسمت، جنگ افزار، و...
Battle بات اِل= با دست(قدرت بازو، اسلجه و جنگ افزار، تبانی، گلاویز شدن، دست به یقه شدن، و...) به نابودی و هلاکت رساندن، نبرد، پیکار، نزاع، جنگ، مبارزه، مصاف، جدال، رزم، محاربه، زد و خورد، جنگ کردن
Battle بات اُلbatol=فرو رفتن، ناپدید شدن، از بین رفتن، محو شدن، نیست شدن، و....
Battle باتل= باطل، فک، افکنی، فسخ، حذف، ریشه کنی، الغا، محذوف، نقض، ازقلم انداختن، افکندن، خطزدن، ساقط کردن، از میان بردن، پاک کردن، زدودن، و...- جنگ حق علیه باطل
Ba با(بار)=هست، است، موجود، موجودی، هر چه هست، دارایی، اموال، بنه، توشه، حمل، محمول، محموله، ابزار، و تدارکات، آمادها(رسته آماد از جمله رسته های لجستیکی نیروی زمینی و نیروی دریایی ارتش می باشد، که در زمینه پشتیبانی پرسنل اعم از خوراک، پوشاک و تعمیر و نگهداری فعالیت دارند)، فرصت، دفعه، و...
attleآتیلatil=تاخت، یورش، جهش، پرتاب، حمله، تمایل، پرتاب، شلیک، تیر اندازی، افکنش، برخورد، زد و خورد، نبرد، پیکار، نزاع، جنگ، مبارزه، مصاف، جدال، رزم، محاربه، زد و خورد،و... – فعل امر آتیلماک atylmak، atilmak= پرتاب شدن، شلیک شدن، تاخت کردن، و..- عاطل
top atylmak تُپ آتیلماک=توپ شلیک شدن
topeň atylmak تُپِنگ =تفنگ شلیک شدن، توپ کوچک و حقیر(پسوند eň اِنگ نشانۀ کوچکی و حقارت است مثل باش اِنگمک= سر فرود آوردن، تعظیم کردن، تسلیم شدن، سر خم کردن، و...)
Ol atildy اُل آتیلدی= او تیر خورد، به او شلیک شده، با او برخورد شد، او تیرباران شد، به او تیر اندازی شد
ok atildy اُن آتیلدی، bir ok atıldı، ox atıldı= تیر شلیک شد، ثیر پرتاب شد
attle آتیل یا آتلی atly=با اسب، به تاخت، دارای اسب، و..
ol atly gitdyاُل آتلی گیتدی= او با اسب رفت، او به تاخت رفت
Battle با آتیل= جنگ(یورش، زدو خورد، و...) است
Battle با آتیلbaatil,baatyl= حمله است، پرتاب و شلیک است، یورش است، و...
کشیدن کمان بغایت : یکی از آن جماعت تیری غرق کرد، اتفاق را بر مقتل او آمد. ( جهانگشای جوینی )
Battery-En- بَتریˈbætri، bætəri بَتأری، بِدِری= باتری، باطری، ضرب و جرح، اتشبار، صدای طبل، حمله با توپخانه، انباره
معانی دیگر: دسته، سری، گروهی از چیزهای مشابه یا هم کاربرد، (برق) باتری، پیل، قوه، )حقوق) ضرب و جرح، (توپخانه) دژ دارای توپخانه، سکو یا جایگاه توپ سنگین، یک دسته توپ یا موشک یا غیره، آتشبار، (کشتی جنگی) گروه توپ (آتشبار) دارای کالیبر یکجور، کوبش، کوفتن، درهم کوبی، داغان سازی، له سازی، (موسیقی) سازهای ضربی
Battery-Turk – باتری، بات تأری، بات اَری= باتری، باطری، ضرب و جرح، اتشبار، صدای طبل، حمله با توپخانه، انباره، و...
bat بات = غروب، فرو کش، انحطاط، زوال، نابودی، اضمحلال، امحا، انحطاط، انقراض، انهدام ، فقدان، فنا، محو، نیستی، هلاک، براندازی(برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی کشور و تسلط بر اوضاع و روی کار آوردن حکومتی نو)، دفع افات، ناپدیدی، از دید روی، کم و کاستی، پایین آوری، فروکشی، نزول، فروروی، راه یابی، راه یابی، رهیافت، نفوذ، رخنه، رسوخ، سرایت، تاثیر، نفاذ، اعتبار، توانایی، قدرت، غرق، و...فعل امر باتماکbatmak = غروب کردن، پایین رفتن، فرو رفتن، غرق شدن، فرو کش کردن، فرونشینی کردن، نابود شدن، فرو بردن، ، خنجر زدن، زخم زدن، سیخ زدن، سیخونک زدن، نفوذ کردن، و...
sesy janima batdy سِسی جانیما باتدی= صدایش در روح و جانم نفوذ کرد
Tery تأری= طوری، شیوه ای، روشی، گونه ای، صورتی، راهی، طریقی، نوعی، سنخ، صنف، قسم، گونه، باند، جماعت، جمع، جمعیت، جوخه، رجه، رسته، رسد، عده، فرقه، گروه، قبضه، رده، و...
Battery بات تأری= نوعی انهدام و نابود سازی، نوعی قدرت و نفوذ و اعتبار، نوعی رخنه و فرو رونده، درگذرنده، رسوخ کننده، و...
Battery =باتری، توان، کارمایه، حال، قدرت، انرژی، نیرو، و...- انرژی را توانایی یا قابلیت انجام دادن کار تعریف می کنند
Ba با(بار)=هست، است، موجود، موجودی، هر چه هست، دارایی، اموال، بنه، توشه، حمل، محمول، محموله، ابزار، و تدارکات، آمادها(رسته آماد از جمله رسته های لجستیکی نیروی زمینی و نیروی دریایی ارتش می باشد، که در زمینه پشتیبانی پرسنل اعم از خوراک، پوشاک و تعمیر و نگهداری فعالیت دارند)، فرصت، دفعه، و...
Attery آتاریatary= شلیک کننده(شونده)، پرتاب کننده(شونده)، یورش کننده، ، جهش کننده، کوبنده، پرتابگر ، حمله کننده، آتش کننده، ضربه زننده، و...
Battery با آتاری= کوبنده است، محمولۀ آتش کننده (شونده)، ضربه زننده است، و...
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 76
تاريخ: پنجشنبه
30 شهريور
1402 ساعت: 15:09