بررسی ارتباط کلمات با پیشوند Br از زبان انگلیسی را با فارسی و ترکی ادامه می دهیم
Brag-En- براگbræɡ= خود ستا، لاف، مباهات، رجز خوانی، با تکبر راه رفتن، لاف زدن، بالیدن، رجز خواندن، قپی کردن، باد کردن
معانی دیگر: خودنمایی کردن، (اعمال خود یا عزیزان خود را) بزرگ جلوه دادن، لاپ آمدن، چاخان کردن، نازیدن، قمپز، بزرگ سازی (اعمال خود و عزیزان)، غلو، لافزن، )قدیمی) پرحرارت، پر اشتیاق، غلوآمیز، فخرکردن
Brag-Turk-براگ=نمایش توان و قدرت و زور، ادای جلوه گری، جلوه دادن، خودستایی، ستا، لاف، مباهات، رجز خوانی، با تکبر راه رفتن، لاف زدن، بالیدن، رجز خواندن، قپی کردن، باد کردن، و...
Br بِر ber= احسان، بخشش، پاداش، جایزه، خلعت، دهش، صله، عطا، عطیه، هبه، هدیه، شاگردانگی، شتل، شتلی، انعام، رشوه، پولی یا مالی که در ازای خدمتی به کسی بخشند، نمایش، ارائه، و... فعل امر بِرمک bermek(vermek) = دادن، ادا کردن، بخشیدن، پرداختن، عطا کردن، پرداخت، دهش، عطا، واگذار کردن، فروختن، رضایت دادن، پذیرفتن، تصدیق کردن، راضی شدن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، زیر بار رفتن، اعطاء کردن، انعام دادن، رشوه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، نمایش دادن، ارائه دادن، و... - pul ber پول بر= پول بده- sowgat ber ساوگات بر= هدیه بده، سوغاتی بده- aglyk ber آگلیک بر= سفیدی بده، چشم روشنی بده، هدیه( کادو، پیشکشی، انعام ) بده- miwe ber میوه بر=میوه بده، ثمر بده-
Br بر= احسان، خوبی، نیکوکاری، نیکی، نیکویی ، صدق، صلاح، طاعت، بخشش، عطیه، و...(فرهنگ فارسی)
-agآگ= آگag، آقaq، آکak- آغ ağ = سفید، صاف، نقره فام، سیمین، براق، تابان، پر زرق و برق، پرفروغ، درخشنده، نورانی، درخشان، تابان، پر حرارت، درخشندگی، جلوه گری(خود ستایی)، پرتو افکنی، روشن، ساطع، شفاف، متلالی، مشعشع، پا، حکومت، برتری، بازو، عظمت، قدرت، نیرو، برق، توان، زبر دستی، زور، سلطه، سلطنت، نیرومندی، بنیه، توش، اقتدار، قدرت دید ذره بین، سلطه نیروی برق، جلوه، فلاش، تلالو، لحظه، فلاش عکاسی، تشعشع، روشنایی مختصر، یک ان، بروز ناگهانی
- ag reng آگ رنگ(oq rang، Ak reňk، ağ rəng)= رنگ سفید، رنگ روشن
Brag برآگ=روشنایی و نور بده، جلوه بده، و... فعل امر براگماکbragmak (buraxmaq، brakmak)=رها کردن، برگ دادن، آشکار کردن، فاش کردن، انتشار دادن، منتشر کردن، گسترش دادن(بزرگسازی)، ول کردن، افکندن، پرتو افکنی کردن، پرت کردن، و...
برگ دادن یا شاخ و برگ دادن= شاخ و برگ: آرایش های فضول و غیر ضرور، شاخ و برگ دادن بحکایتی و قصه ای و واقعه ای ؛ با اغراق و مبالغه آن را بیان کردن . بیش یا بهتر یا بدتر از آنچه هست نمودن آن(لغت نامۀ دهخدا)
بود مجنون ریشه ای از نخل صحرای جنون --- عاقلان بر قصه ٔ او شاخ و برگی ساختند(میر معصوم کاشی: آنندراج)
Brag برآگ= براق، تابان، درخشان، زرق و برق دار، صیقلی، پرنور ، روشن، ساطع، شفاف، متلالی، مشعشع، پرفروغ، درخشنده، غرا، با شکوه، پر زرق و برق، باجلال، سفید، صاف، نقره فام، سیمین، و...
Brag بِرگberg یا بِرکberk=افاده1- محکم، سخت، سفت، استوار، وقار، تکبر، خود بینی، مهابت، هیبت، جاافتاده، رزین، سنگین، و...2- فایده رساندن ، سود دادن، بدهی(برگی bergy)، بهره، سود، منفعت . حاصل . بیاور. نوا. پیداوار. ربا. (ناظم الاطباء)،
Berk) dur) Brag بِرگ(بِرک) دور= مجکم و استوار ( باوقار، با غرور و افتخار، و..) بایست
duşmanlaryň öňünde berk(berg) dur دُشمانلارینگ اُونگونده بِرک(بِرگ) دور= در مقابل دشمنان محکم و استوار( با غرور، با وقار، با برتری، و...) بایست
bergy bermek برگی برمک= قرض خود را ادا کردن، بدهی خود را با سودش دادن، حاصل (سود و بهره ، ربا)دادن، قرض دادن
Bragger-En- براگاbræɡə- ˈbræɡər براگر= لافزن، خود ستا
Bragger-Turk- براگا- براگر=لافزننده، لافزن، خودستا
Brag براگ=براق، نمایش توان و قدرت و زور، ادای جلوه گری، جلوه دادن، خودستایی، ستا، لاف، مباهات، رجز خوانی، با تکبر راه رفتن، لاف زدن، بالیدن، رجز خواندن، قپی کردن، باد کردن، و...
Ger گر=پسوند گر یا گار نشانۀ فاعلیت، کننده و سازنده مثل: iş edeger ایش اِدِگر=کار کننده، کارگر- yola salagar یولا سالاگار=به راه انداز، مشایعت کننده، راهی کننده- ýatlagar یاتلاگار= یاد آوری کننده- Güleger گولِگِر= خنده کننده- Bragger براگر=براقگر،
Er اَر ar= چیز، شخص، فاعل، کننده، شوهر، مرد، جوانمرد، و...
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 115
تاريخ: دوشنبه
24 بهمن
1401 ساعت: 15:53