باز هم چند کلمۀ دیگر با پیشوند Br انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Bracket-En- براکِتˈbrækɪt- بیراکِت= پرانتز، کروشه، قلاب، بست، طاقچه دیوار کوب، این علامت، طاقچه عاریه، هلال یا دوبند گذاشتن
معانی دیگر: راست کمانک، این نشان:[، در راست کمانک قرار دادن یا قرار گرفتن، در کروشه قرار دادن، بست فلزی یا چوبی به این شکل: ذ (که برای نگهداشتن تاقچه و یا آویختن چیزی به دیوار کوبیده می شود)، دیوارکوب، پشتار گوشه دار، کژپشتار، بازویی، رفبند، با کژپشتار آویختن یا نگهداشتن، دسته بندی (برحسب نمره یا درآمد و غیره)، به هم وابسته کردن، به هم مربوط کردن، (معماری) ستون نگهدار، کژپشتار سنگی، پایه ی نصب، (اتومبیل) سگدست، (توپخانه) آتش احاطه، تنظیم تیر به روش احاطه ای، خیز به خیز آتش کردن، طبقه بندی
Bracket-Turk-بیرک اِت براکِت=متحد کن، یکی کن، همدست کن، به هم وابسته کردن، به هم مربوط کردن، پرانتز، کروشه، قلاب، بست، طاقچه دیوار کوب، این علامت، طاقچه عاریه، هلال یا دوبند گذاشتن
Brack براک brak (bırak، burax)=رها، آزاد، خلاص، فارغ، مرخص، مستخلص، وارسته، بی بند، پراکنده، پرت، ترک، متروک، واگذار، ول، ولو، یله، و...فعل امر brakmak براماک(buraxmaq، bırakmak)=ترک کردن، واگذار کردن، طبقه بندی کردن، انداختن، منتسب کردن، چپاندن، فرو کردن، بزور باز کردن، پرتاب کردن، واگذاردن، دست کشیدن از، واگذاری کردن، نگهداری چیزی را به جایی یا کسی سپردن، رها کردن، از قلاب باز کردن، ول کردن، شلیک کردن، آتش کردن، و...
Br بیر bir= یکی، یگانه ، متحد، تنها، فرد، مفرد، منفرد، واحد، وحید، یگانه، بی مانند، بی نظیر، بی همال، بی همتا، یک دانه، یک عدد، و...- مزیدعلیه یک است و معنی هر دو برابر است ، فرقی ندارد مگر در بعضی محل. ( آنندراج ) ( غیاث)
Br بِر ber= احسان، بخشش، پاداش، جایزه، خلعت، دهش، صله، عطا، عطیه، هبه، هدیه، شاگردانگی، شتل، شتلی، انعام، رشوه، پولی یا مالی که در ازای خدمتی به کسی بخشند، نمایش، نشان، ارائه، و... فعل امر بِرمک bermek(vermek) = دادن، ادا کردن، بخشیدن، پرداختن، عطا کردن، پرداخت، دهش، عطا، واگذار کردن، فروختن، رضایت دادن، پذیرفتن، تصدیق کردن، راضی شدن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، زیر بار رفتن، اعطاء کردن، انعام دادن، رشوه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، نمایش دادن، ارائه دادن، نشان دادن، و...
Acket اَکیت âkit اَکت یا اَکیت یا اَکیدâkid=ببر، و.. فعل امر اَکیتمک âkitmek=بردن، دور کردن، برطرف کردن، حمل کردن، رفع کردن، زدودن، برداشتن، عزل کردن، بلند کردن، برچیدن، برداشت کردن، از جا برداشتن، با خود بردن، و...
Brack بیرِکbirak = همدیگر، یکدیگر، باهم، تواء م، تواء مان، مثل هم، مانند هم، مساوی هم، برابر، متساوی، مساوی، مستوی، هم پایه، معادل، هم ارز، همتا، همسان، همسر، هم سنگ، یکسان، یکی، متحد، اتحاد، و...
birakmizy gollamalyبیرِکمیزی گُ للامالی= باید همدیگر را حمایت کنیم، باید همدیگر را در آغوش(میان دو دست) بگیریم
hemmamiz birakmely همۀ ما باید یکی شویم، همه باید با هم متحد شویم
birak birakmiz agzybir yaşamaly ما باید با یکدیگر متحد و متفق القول(یک سخن، هم آواز، هم صدا) زندگی کنیم
olar bir biry bilen birakdila اُلار بیر بیری بیلِن بیرِکدیلا= آنها با یکدیگر متحد و یکپارچه شدند، آنها با یکدیگر یکی شدند
اِت et= فعل امر اِتمکetmek=کردن، شدن، اجرا کردن، انجام دادن، عمل کردن، ساختن، ادا کردن، ادا درآوردن، کار کردن، به جای آوردن، گزاردن، آرمیدن، جماع کردن، مجامعت کردن، و...-
birak et بیرک اِت= یکی کن، یکسان کن، برابر کن، مساوی کن، یکجا کن، متحد کن، یکدست کن، یک بسته کن، وابسته کن، وصل کن، و...
Bracketed-En-براکیتِدˈbrækɪtɪd- brækɪtɪd برِگیت اِد=برابر، مساوی
Bracketed-Turk-بیرِکت اِد=عمل به هم وابسته کردن، برابر، مساوی، و...
Bracket= دسته بندی (برحسب نمره یا درآمد و غیره)، به هم وابسته کردن، به هم مربوط کردن، و...(به معنی Bracket رجوع شود)
Ed اِد یا اِت et=کرده ، شده، انجام، ادا، عمل، فعل امر اِدمکedmek= کردن، شدن، انجام دادن، عمل کردن، و...
Brack بیرِکbirak = همدیگر، یکدیگر، باهم، تواء م، تواء مان، مثل هم، مانند هم، مساوی هم، برابر، متساوی، مساوی، مستوی، هم پایه، معادل، هم ارز، همتا، همسان، همسر، هم سنگ، یکسان، و...
Bracket بیرک اِتet birak= یکسان کن ، برابر کن، مساوی کن، و...
Bracketed بیراکت اِد= یکسان کرده شده
توضیح در مورد کلمۀ برابر در زبان ترکی:
به نظر می رسد با (بیرا بیر bira bir=یکی در مقابل یکی، یک به یک، ، و...- بِرا بِر bera ber=بده در مقابل بده، دهش همان اندازه دهش) مرتبط است –
بِر ber= احسان، بخشش، پاداش، جایزه، خلعت، دهش، صله، عطا، عطیه، هبه، هدیه، شاگردانگی، شتل، شتلی، انعام، رشوه، پولی یا مالی که در ازای خدمتی به کسی بخشند، نمایش، نشان، ارائه، و... فعل امر بِرمک bermek(vermek) = دادن، ادا کردن، بخشیدن، پرداختن، عطا کردن، پرداخت، دهش، عطا، واگذار کردن، فروختن، رضایت دادن، پذیرفتن، تصدیق کردن، راضی شدن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، زیر بار رفتن، اعطاء کردن، انعام دادن، رشوه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، نمایش دادن، ارائه دادن، نشان دادن، و...
بیر bir= یکی، یگانه ، متحد، تنها، فرد، مفرد، منفرد، واحد، وحید، یگانه، بی مانند، بی نظیر، بی همال، بی همتا، یک دانه، یک عدد، یکپارچه، مساوی، و...- مزیدعلیه یک است و معنی هر دو برابر است ، فرقی ندارد مگر در بعضی محل. ( آنندراج ) ( غیاث)
olara Deň we birabir ber(onlara bərabər və bərabər verin) اُلارا دِنگ و بیرابیر بِر(ترکمنی)= به آنها هم اندازه و یک به یک بده، به آنها بطور مساوی و همسان بده،
bira bir yanima geliň بیرا بیر یانیما گِلینگ= یک به یک به پیشم بیایید
bira bir wuryň بیرا بیر وُرینگ= همزمان بزنید، یک به یک بزنید، یکی در مقابل یکی بزنید
bira bir wurşyarlar بیرا بیر وُرشیارلار(bir-biri ilə vuruşurlar)=با یکدیگر(با همدیگر، یک به یک، برابرهم، رو در رو، مقابل هم، و...) می جنگند
ikisi bir ایکیسی بیر= هر دو یکی، هر دو مساوی، هر دو یک واحد
biri geldi بیری گِلدی= یکی آمد
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 110
تاريخ: دوشنبه
24 بهمن
1401 ساعت: 15:53