برای تکمیل مطالب گذشته چند کلمه با پیشوند aq انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را مورد بررسی قرار می دهیم
ækwə- Aqua-En -ˈ اَکُوا، آکُوا= اب، محلولی بشکل اب
معانی دیگر: آب، (داروسازی) داروی محلول در آب، ابرو، عرق
Aqua-Turk-آکاُوا=آبدار، دارای آب، آب بریز، آبریز(عرق)، آب جاری، آب زلال و شفاف، آب، آبکی، محلول در آب، و...
Aq- ak –آک، آق= سفید، زلال، شفاف، آبریز، آبکی، ریزش، چیزجاری، چیزدر حال حرکت، بریز، و...فعل امر akmaq آکماق، آکماک akmak=ریختن، جاری شدن(کردن)، ریزش کردن، ریخته شدن، عرق کردن، سرازیر شدن، و...
Suw akmaq- Su akıyor - Suv oqmoq - سو آکماق=آب ریزش کردن، آب جاری شدن، آب نشت کردن، آب ریختن(Suw akytmaq- Su akışı)، و...- suw aqu سو آکو(آقو)=آب جاری، اب روان، و...-suv akuyorسو آکُویورsu akıyor، سوآکیور، suw akýar، suv oqyor، su axır =آب جاری است-
Aqu آکُوAka = آب جاری، آب روان، رودخانه، کانال آب، آبریز، چیز سیال و روان، چیز در حال ریزش، در حال چکیدن، عرق، و...
yüzünden suw aku(Aka) یوزوندِن سو آکُو=از صورتش آب می چکد، صورتش عرق کرده
yüzünden su aku aku gelyar یوزوندن سو آکُو آکسو گلیار=با صورت عرق ریخته می اید، عرق ریزان می اید
wə وا (باba) مخفف وار var ,war=بودن، هست، است، موجود، دارا بودن، و...
ol yerde suw aku wa(ba) اُل یرده سو آکُو وا(با)= در آنجا آبریز هست
suw aku سو آکُو= آبریز، محل ریختن آب ، آبرو، رود خانه، چاه، ناودانی، و....
Ua-اُوا-آوا=آبدار، دارای اب، محلول ، آبکی، و...- آو=آب- وا ، با(مخفف وار، بار)=هست، است، پسوند دارا بودن، شامل بودن، داشتن، و...
U یو yuفعل امر یوماک umak-Yumak= شستن، آب کشیدن، آب ریختن، پاک کردن، زدودن،و...- پاک کردن با آب و پاکیزه کردن و غسل دادن. رفع کثافت با آب نمودن. ( ناظم الاطباء)
suw bilen umak سو بیلن یوماک= با آب شستن
Ua یوا uwa = بشور، آب بکش، آب بریز
suw bilen uwa سوبیلن یوا=با آب بشویید
suw bilen ony uwuň-سو بیلن اُنی یووینگ= آن را با آب بشویید
uwan süýt یووان سویت= شیر آبکی، شیر خام که به آن آب ریخته شده، شیر محلول در آب
Aquatic-En- اِکواتیکəˈkwætɪk- əˈkwɑːtɪk اکواتِک= جانور یا گیاه ابزی، ابزی، وابسته به اب
معانی دیگر: (جانور یا گیاه) آبزی، آبی
Aquatic-Turk-آکواتیک=وابسته به اب، جانور یا گیاه ابزی، ابزی، و...
Aqu آکُوAka = آب جاری، آب روان، رودخانه، کانال آب، آبریز، چیز سیال و روان، چیز در حال ریزش، در حال چکیدن، عرق، و...
Aqua =آب، محلول ابی، و...(به معنی Aqua رجوع شود)
tic تیک= دوخت، دوز، وصل، وابسته، متصل، گیر، گرفتار، به هم رسیده، دچار، فعل امر تیکمک tikmek =دوختن، وصل کردن، دوچیز را به هم اتصال دادن، به هم رسادن، دو چیز را به هم وصل یا وابسته کردن، و...
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 117
تاريخ: يکشنبه
9 بهمن
1401 ساعت: 13:21