در ادامۀ مطالب گذشته چند کلمۀ دیگر انگلیسی با پیشوند Ad انتخاب کردم که با هم ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Adman-En- آدمانædmæn- ædmən اَدمَن=(کسی که شغلش تهیه و فروش آگهی تجاری است) آگهی ساز، تبلیغاتچی، مسئول آگهی های تجاری ( ad man هم می نویسند)، متصدی اعلانات، اگهی گر
Adman-Turk-آیدمان=شخص اعلام کننده، آگاهی دهنده، (کسی که شغلش تهیه و فروش آگهی تجاری است) آگهی ساز، تبلیغاتچی، مسئول آگهی های تجاری ( ad man هم می نویسند)، متصدی اعلانات، اگهی گر
Ad آید ayd=نقل قول، گفت، ابراز، اذعان، اظهار، اقرار، اعلان، خبر، آگهی، سخن، بیان، حکایت، افسانه، داستان، روایت، سرگذشت، سمر، قصه، نقل ، ماجرا، شرح و حال، و...فعل امر آیدماک aydmak= گفتن، نقل کردن، بیان کردن، حکایت کردن، اعلام کردن، اطلاع دادن، آگاه کردن، اقرار کردن، خواندن، و...
ol ayddy اُل آیددی=او گفت، او خبر داد، او اعلام کرد- sen ayd سِن آید=تو بگو، تو خبر بده، تو اعلام کن، تو اظهار کن- ol aydijy اُل آیدیجی=او روایت گر(راوی، اطلاع دهنده، و...)- olara ayd اُلارا آید=به آنها اطلاع بده، به آنها بگو، به آنهااعلام کن-
Aydim آیدیم=آواز،سرود، تصنیف، شعر، ترانه، سرود روحانی، نغمه، و...- ol aydim aydyarاُل آیدیم آیدیار=او آواز می خواند
Ayddim آیددیم=گفتم، اعلام کردم، آگاهی دادم، و...- men olara ayddim من اُلارا آیددیم=من به آنها گفتم، من به آنها اعلام کردم- men olara aydman من اُلارا آیدمان=من به آنها گفتم، من کسی هستم که به آنها گفتم(اعلام کردم)- من آیدمان men aydman=من گوینده ام، من اعلام کننده ام- men aydaman من آیدامان=من مشتاق گفتن ام، من مایل به اعلام کردن ام (هستم)- سوزمن =شخص سخنگو، سخن گوینده- اِدرمن=شخص کاری و فعال، انجام دهنده، -قوجامان=شخص پیر و کهنسال
Admiral-En- اَدمیرالædmərəl-اَدمِرال = دریاسالار، فرمانده، امیرالبحر، عالی ترین افسرنیروی دریایی
معانی دیگر ): نیروی دریایی) دریا سالار، آدمیرال، (نیروی دریایی امریکا) دریا سالار چهار ستاره، تیمسار، (از ریشه ی عربی: امیرالبحر)، (قدیمی) کشتی پیشرو، ناو سرفرماندهی، ناو حامل دریادار
Admiral-Turk-آدمیرال=پست و مقام فرماندهی گرفته، دریاسالار، فرمانده، امیرالبحر، عالی ترین افسرنیروی دریایی، و..
Ad-آد= نام، آوازه، اعتبار، شهرت، اسم، عنوان، کنیه، لقب، مقام، پُست، سر بلندی، معروفیت، بزرگ، علیه، بلند، برجسته، عالیجناب، هویدا، علی، والا مقام، متعال، سربلند، و...- ad uly آد اولی=نامدار بزرگ، مقام بزرگ- ad almak آد آلماک=نام و مقام گرفتن
mir میر(امیر،Emir، Amir)= امیر، ژنرال، سردار، صاحب منصب، پیشوا، رئیس، سرکرده، فرمانده، و...
امروز به اقبال تو ای میر خراسان --- هم نعمت و هم روی نکو دارم وسناد(رودکی)
یکی میر بود اندر آن شهر اوی--- سرافراز و با لشکر وآبروی(فردوسی)
Alآل=گرفته، کسب کرده، بگیر فعل امر آلماکalmak= گرفتن، کسب کردن، بدست آوردن، تصرف کردن، و...
Admiralty-En- اَدمالتیædmərəlti-اَدمارالتی= ادارهء نیروی دریایی، دریاسالاری
معانی دیگر: (مقام یا درجه یا اختیارات) دریا سالار، (انگلیس - با a بزرگ) نیروی دریایی، اداره ی نیروی دریایی
Admiralty-Turk-آدمیرآلتی=پُست فرماندهی گرفته، تحت پُست فرماندهی، ادارهء نیروی دریایی، دریاسالاری، و...
Admiral -آدمیرال=پست و مقام فرماندهی گرفته، دریاسالار، فرمانده، امیرالبحر، عالی ترین افسرنیروی دریایی، و..-( به معنی Admiral رجوع شود)
Ad-آد= نام، آوازه، اعتبار، شهرت، اسم، عنوان، کنیه، لقب، مقام، پُست، سر بلندی، معروفیت، بزرگ، علیه، بلند، برجسته، عالیجناب، هویدا، علی، والا مقام، متعال، سربلند، و...- ad uly آد اولی=نامدار بزرگ، مقام بزرگ- ad almak آد آلماک=نام و مقام گرفتن
mir میر(امیر،Emir، Amir)= امیر، ژنرال، سردار، صاحب منصب، پیشوا، رئیس، سرکرده، فرمانده، و...
Alty آلتی (آلدی(aldy=گرفت، متصرف شد، بدست آورد، کسب کرد، و...- Ol işy aldy اُل ایشی آلدی(işi aldı)=آن کار را گرفت، آن کار را کسب کرد-
Alty آلتیaltı=عدد شش، زیر، تحت، پایین، دون، ذیل، در زیرِ ، زیر بارِ ، زیر سایۀ ، در سایه ی ، زیر چترِ ، زیر پوششِ، تحت پوشش، تصدی، تسلط، اداره، و...- Bir ağacın altında yatmak بیر آگاجینگ آلتیندا یاتماک=زیر سایۀ درخت خوابیدن-hökumətin altında yaşayır، hükümet altında yaşıyor=تحت پوشش(تصدی، ادارۀ) حاکمیت(جکومت) زندگی کردن-kontrol altında، nəzarət altında=تحت کنترل، تحت نظارت-el altında =در دست، در تسلط، زیر سلطه، در تصرف-
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 270
تاريخ: دوشنبه
20 تير
1401 ساعت: 14:17