در ادامۀ مطالب گذشته چند کلمه از حرف T انگلیسی انتخاب کردم که اکنون آنها را مورد بررسی قرار می دهیم
tɜːdʒɪd- Turgid-EN- تَرجِد- tɜːrdʒədتُرجِد= باد کرده، متورم، اماس دار، متسع
معانی دیگر: آماسیده، ورم کرده، پر طمطراق
Turgid-Turk- تَرجد، تُرجد= باد کرده، متورم، اماس دار، متسع
Tur- تور=برآمدگی، بلند شدگی، بیداری، خیز ، بلوا ، آشوب، آشوبگری،سرکشی، یاغی گری، تظاهرات، بلوا و آشوب، برخاستگی ، طغیان ، شورش ، جوش و خروش، قیام ، بر خیزش، فراز ، پیشرفت ، سر بالایی ، ترقی ، صعود ، طلوع ، قیام ، ترقی خیز، بالا آمدگی، غلو، بلند ، قلنبه ، اغراق امیز ، پرطمطراق، برآمده، ورم کرده، باد کرده، متورم، اماس دار، و...فعل امر تورماک- turmak- turmoq=به پا خاستن، بلند شدن، بیدار شدن، برخاستن، بالا آمدن، برامدن ، بالا رفتن ، صعود کردن، قیام کردن، بادکردن، و...-
Turg-تَرجهturje=برآمدگی کوچک- این پسوند برای نسبت همچنین در نامهای مناطق و برخی بیماریها و ... به کار رفتهاست- آزجا زاد کتتیردی azja zad gettirdy=چیز کمی آورد- آقجه=مثل و وابسته به سفید،سفیدی، سفیدک- قیزیلجه= قرمزی، سُرخک- تُربجه=قلنبه ومتورم کوچک، تربچه- تُرُب=برآمده وباد کرده
Turgid- Tur gidتور گید=بلند شو(بیدارشو، برخیز، و...) برو، - bu yerden tur gid بو یردن تور گید= از اینجا بلند شو برو، از اینجا بلند شو برو بیرون- bu yerden yel turdy بو یردن یل توردی= از اینجا باد بلند شد(باد وزید، باد کرد، باد برخاست)- بو یردن تُوزان توردی bu yerden tozan turdy=از اینجا گرد و غبار بلند شد، از اینجا اغتشاش وبلوا برخاست- ýüzima yel turdy یوزیمه یل توردی= صورتم متورم شد(باد کرد)-
Turg-تَرجه- terjeتِرجه=آبدارو متورم شده(در مورد هندوانه و خربزه تر و تازه و نورس)تازه متورم و باد کرده ولی نرسیده (کال))، در مورد بدن جوش در آوردن یا التهاب و تورم و سرخی پوست بدن- التهاب نوعی پاسخ موضعی بدن است که به دنبال خراش، بریدگی، سوختگی یا هر نوع آسیب بافتی دیگر بروز می کند و باعث تورم، قرمزی، گرمی، و خارش محل آسیب دیده می شود(ویکی پدیا)- tyrjelamek تیرجه لِمک- dyrjelamek دیرجه لِمک=خراشیدن، خارش کردن، خاریدن، خدشه دار کردن، زخمی کردن، و....
چه خوش گفت بکتاش با فیلتاش--- چو دشمن خراشیدی ایمن مباش(سعدی)
ˈtɜːbjʊlənt- Turbulent-En- تُبِلنت- ˈtɜːrbjələntتُور بِلنت= سرکش، اشفته، یاغی، گردن کش
معانی دیگر: آشوبگر، شورشی، عاصی، جانگداز، توفانی، متلاطم، آشفته، پر جوش و خروش، پر تلاطم، پریشان، آسیمه، شوریده، هیجان زده
Turbulent-Turk- تُوربِلنت، تُبِلنت=بلواو آشوب بلند، سرکش، اشفته، یاغی، گردن کش
Tur- تور=برآمدگی، بلند شدگی، بیداری، خیز ، بلوا ، آشوب، آشوبگری،سرکشی، یاغی گری، تظاهرات، بلوا و آشوب، برخاستگی ، طغیان ، شورش ، جوش و خروش، قیام ، بر خیزش، فراز ، پیشرفت ، سر بالایی ، ترقی ، صعود ، طلوع ، قیام ، ترقی خیز، بالا آمدگی و...فعل امر تورماک- turmak- turmoq=به پا خاستن، بلند شدن، بیدار شدن، برخاستن، بالا آمدن، برامدن ، بالا رفتن ، صعود کردن، قیام کردن، بادکردن، و...-
yüregy turdy یورگی توردی=به هیجان آمد، قلبش به تپش افتاد، هیجان زده شد- ol adam yüregy turdy اُل آدام یورگی توردی=آن مرد قلبش تپید، آن مرد هیجان زده شد- ol adam turdy اُل آدام توردی=آن مرد برخاست، آن مرد قیام کرد، آن مرد شورش کرد- ol adamlar ayaqa turdylar اُل آداملار آیاغا توردیلار=آن افراد به پا خاستند، آن افراد قیام کردن، آن افراد بلوا و شورش کردند- yerden yokara turan adamlar یردن یوکارا توران آداملار=افرادی که از روی زمین به بالا برخاستند( بلند شدند،و...)-
bulent- belent بِلنتbaland= بلند، دراز، طولانی، طویل ، رفیع، شاهق، مرتفع ، شامخ، عالی، متعالی، منیع، والا ، بالا، اوج ، افراخته، افراشته، کشیده، رسا، و... بِلند داغلار belent daglar= کوههای بلند، - belent sesler بلند سِسلِر=سر و صدای رسا و بلند- belent hemmet بِلند هممت=هرآنچه که انجام آن متعالی و عالی است، بهترین و عالی ترین- بلند هممتلی آدام belent hemmet adam= آدمی که دارای احترام و مقام والا دارد، آدمی که کارهای متعالی و عالی و خوب انجام می دهد- آدمی که پشتکار بلند و عالی دارد - belent depelerبِلند دِپِلِر، baland tepaliklar=تپه های بلند
آز بگذار و پادشاهی کن --- گردن بی طمع بلند بود(سعدی)
چون کوه بلندپشتیی کن --- با نرم جهان درشتیی کن(نظامی)
خروشی شنیدم زگیتی بلند--- که اندیشه شد پیر و من بی گزند(فردوسی)
Bulen بِلِن- belan، اهتزاز= فعل امر بِلانماق، belanmaq=تلاطم، جنبیدن و تکان خوردن چیزی در جای خود (مانند بیرق و شاخ. درخت)
Turbulent - Türbülant=تلاطم، آشوب، بلوا، تکان بالا بلند، ،
yurek bulanmak یورک بِلِنماک=دل بهم خوردگی ، دل ییچه گرفتن، حالت تهوع، حالت دل پبچه و استفراغ گرفتن، احساس درد و پیچش و تلاطم در روده ها، و...- ony göryb yuregim bulandy اُنی گوریب یورگیم بِلاندی= با دیدن او حالت تهوع گرفتم- baydak yelda bulanmaq بایداک یلدا بُلانماق= پرچم با باد به اهتزاز در آمدن(به تلاطم در آمدن، به جنبش و حرکت در آمدن، تکان خوردن، و...)- bulaqayçy-بُلاغایچی=آشوبگر، اغتشاشگر، سرکش و یاغیگر، و...- başy bulanmaq باشی بُلانماق= احساس چرخش و ازدست رفتن حس تعادل، سرگیجه گرفتن، سرش تکان خوردن، - bulançaq su بلانچاق سو=آب کدر و گل آلود، آب متلاطم و تیره و تار-
Bule-بِلا bele، bela=بلا، آزار، آسیب، آشوب،بلوا، آفت، بلیه، رزیه، رنج، سختی، فاجعه، فتنه، گزند، محنت، مشقت، مصیبت، و...- derd we bela başa geldi درد و بلا باشا گلدی=درد و بلا بر سرم آمد
ˈtɜːbjʊləns- Turbulence-En- تُبِلِنس- tɜːrbjələns تُربِلِنس= تلاطم، اشفتگی، اشوب، اغتشاش، گردنکشی
معانی دیگر: (آب یا باد و غیره) تلاطم، جوش و خروش، آشفتگی (turbulency هم می گویند)، آشوب، هرج و مرج، عصیان، سرکشی، آشوبگری، آشوب انگیزی
Turbulence-Turk-تُبِلِنس- تُربِلِنس= تلاطم، اشفتگی، اشوب، اغتشاش، گردنکشی
- Türbülans- Turbulence تُربیلنس Turbulans =تلاطم، اشفتگی، اشوب، اغتشاش، گردنکشی
به معنی (Turbulent)رجوع شود
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 200
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 20:59