باز هم کلمات مرتبط فارسی ، انگلیسی با ترکی را ادامه می دهیم چند کلمه که با کلمات گذشته هم مرتبط است را انتخاب کردم اکنون آنها را مورد بررسی قرار می دهیم
tɔːˈneɪdəʊ- Toado-En- تُرن اِدو- tɔːrˈneɪˌdoʊ تورن اِدُو= هیجان، گردباد، توفان، سیاه باد
معانی دیگر: (به ویژه در آمریکا و استرالیا) دیو باد، چرخ باد، توفان پیچنده، توف باد (twister هم می گویند)، طغیان
Toado-Turk-تورن اِدُو-تُرن اِدو= هیجان، گردباد، توفان، سیاه باد
Tour-Tor- Tur تور= گردش، سفر، چرخش، قیام، جوشش، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاستن، بالا آمده، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی و...- فعل امر تورماق turmaq=به پا خاستن، قیام کردن، بیدار شدن، و...
To- تورن، تورانturan=بلند شده، گردنده، چرخنده، ایستاده، بیدار، برپا، قیام کرده و...- uykudan turan Adam اویکودان توران آدام = مردی(شخصی) که از خواب بیدار شده- ol turanda gelsin اُل توراندا گلسین= او از جا بلند شد بیاید، او بیدار شد بیاید- öwynden turan Adam gelsin اُویندن توران آدام گِلسین= کسی که در مقابل او قیام کرده بیاید، öwynden turan Adamy getirňاُویندن توران آدامی گِترینگ= کسی که در مقابل او به پا خاسته بیاورید
-Toaاtua توُرنا töwea ( töwerتُور)= دور، =دور ش(töwea)، اطرافش(töweregi)، گردش، دور و برش، حوالی اش، اطرافش. پیرامونش،. پیرامونش، . حولش،. گرداگردش، دورتادورش، گردبرگردش، و...- اُل یرینگ تُورینا بارما ol yeryň töwea barma= دور و بر آنجا نرو، دور و اطراف آن زمین نگرد
Toa تورناtua= بیدار، استوار، پابرجا، صاف ایستاده، باد کرده و بلند شده، جوشش، هیجان، سیخ شده ، و...- ol yerden turň- اُل یردن تورینگ= از آنجا بلند شوید، قیام کنید،
Tw-Toتُوtyw=طوفان(tywela)
Ad –ed اِد= فعل امر اِدمکedmek = کردن، انجام دادن، ادا کردن، و...
Ado اِدو=کننده، انجام دهنده، و...
Do – döw دُو=دیو- Erbet döw geldi اِ ربِت دُو گِلدی= دیو پلید آمد
ˈtwɪstə- Twister-En- تویستا- ˈtwɪstər تُویستِر= گردباد، چرخان، کسی که میچرخاند یا می پیچاند
معانی دیگر: (شخص) پیچ دهنده، تاب دهنده (رجوع شود به: twist)، (دستگاه) نختاب، ریسمان تاب، کسی که اغراق میگویدیا تحریف میکند
Twister-Turk-تُوستا، تُوستر=کسی یا چیزی که می چرخد یا میچرخاند یا می پیچاند، گردباد، چرخان، و....
Twist -twɪst تو وِست= پیچیدگی، تاب، پیچ خوردگی، پیچ، نخ یا ریسمان تابیده، خم کردن، پیچاندن، پیچ دار کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب دادن، پیچیدن، تابیدن، پیچ دادن، چرخاندن، گرداندن، و ...(به معنی Twine - Twistرجوع شود)
Er اَر = چیز، فرد، شخص، کننده، فاعل، مرد، شوهر، جوانمرد، و...
Twتاوtaw=تاب، پیچ وتاب، چرخش، پیچش، پیچ، پیچ و خمی که در ریسمان و زلف و امثال آن باشد، خمی و کجی، قوس، فر دادن و...- فعل امر تاولاماقtawlamaq= چرخاندن، پیچاندن، تاو دادن، تاب دادن و...-
Tw-Toتُوtuw=کلمه ای است که در وقت فخر و مدح و یا وقت استعظام و اغراق و تحریف و تعریف از چیزی گویند، به به، آفرین، کلمه ای که در خوش آیند و تحسین هم گویند، احسنت، بارک الله، چشم نخوره ایشاء الله، و...- تواِلمه=عمل تُو انجام دادن ، عمل تحسین و تمجید، -وبه صورت عملی با تف یا پف (تف(آب دهان)، پُف(ا باد دهان)) انداختن به مخاطب با صدای خفیف تُو تُو گفتن و در آخر توالمه گفتن این تحسین و تمجید و رفع چشم زخم انجام می پذیرد،
tuwelema saňa göz değmesin توولمه سانگا گُ ز دِگمِسین= آفرین به تو چشم نخوره- توولکه گاتی گاوی(قاوی) ایش اِتدینگ tuwelema gaty gowy iş etdiň= بارک الله(احسنت، آفرین، به به ) کار بسیار خوبی انجام دادی،
Tw-Toتُوtyw=طوفان(tywela)
tɒrˈneɪdɪk- Toadic-En- تورنادیک= گردبادی
Toadic-Turkتورنادیک= گردباد شده، گردبادی
To- تورن، تورانturan=گرد باد، بلند شده، گردنده، چرخنده، ایستاده، بیدار، برپا، قیام کرده و...-(به معنی Toado رجوع شود)
Adic اِدیک=شده، انجام گرفته، کرده شده، عمل شده، به عمل آمده، و...
Dic دیک= راست و مستقیم به بالا، پا برجا، استوار، بلند، و...- دیک گیت dik git = مستقیم برو، baş dik gel باش دیک گِل= سر بلند بیا- baş dik durباش دیک دور= سر بلند و استوار بایست
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 186
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 20:59