کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Terrorism، Terrorist، Terror

خرید بک لینک

باز هم در ادامۀ مطالب گذشته چند کلمه از حرف T انگلیسی انتخاب کردم. این کلمه هم مانند بعضی کلمات قبلی، در زبان ترکی وفارسی با تلفظی اندک متفاوت مورد استفاده قرار می گیرد و حالا آنها را مورد بررسی قرار می دهیم

ˈterə- Terror-En-ترا - ˈterərتراور = وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد، بچه شیطان

معانی دیگر:(شدید) ترس، رعب، بیم، عامل ترس، باعث وحشت، فعالیت تروریستی، اقدام وحشت افزا، مردم ترسانی، همه ترسانی(عامیانه) آشوبگر، (بچه) شیطان، شرور، بلا

Terror-Turk- ترا-تُرا-تُراُر-تور اور=ترور، یلند شو(قیام کن، شورش کن، و...) و بزن(شلیک کن، و...)، قیام وشورش برای ضربه زدن، درنده خویی و آشوب، وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد، فرد آشوبگرو...

Terr- تر=تیر، گلوله، پیکان، نیزه، تیر کمان، درنده، برنده، و...

Terr- تیر: گلوله، پیکان، خدنگ، سهم، ناوک، گلوله فشنگ، عطارد، چوب، سرطان، تاریک، تیره، سیاه، کمرنگ، بهره، بخش، حصه، قسمت، چوب دار بام، دیرک چادر، کشتی ، شاه تیر، حمال، مرد اول بازی، چوبک، وردن- ه Tear-تیرdyr-دِرTir تیر-dir=ناخن(Dyak- tıak diak- تیرناک-دِرناک-دیرناک)، استخوان نازک روی سرانگشت دست و پا، چیز نوک تیز و برنده و پاره کننده و جردهنده و درنده، چنگ، نوک پنجۀ انسان، پنج انگشت دست انسان ، پنجه و چنگال درندگان و پرندگان، نوک پیکان(نوک تیر)، تیر، ستون و تیرک(تیرک، دیرکdirek

Terr-تُر Tor- تور Tur تور، تُو، تاو = تور، گردش، گردان(پروانه) انحراف، پیج، پیچش، خم، خمیدگی، کجی، دور، سفر، چرخش، قیام، جوشش ، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاستن، بالا آمده، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی، تظاهرات، شورش، بلوا، آشوب ، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرج ومرج، هنگامه، سختی، مشقت، گرفتاری،( وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد و...)- فعل امر تورماق turmaq=به پا خاستن، قیام کردن، بیدار شدن، بلند شدن، از جا بلند شدن، و...

Or اورur=فعل امر اورماق urmaq= زدن، شلیک کردن، آسیب رساندن، نواختن، ضربه زدن، ضربه به کسی وارد کردن، کتک زدن، کوفتن، دزدیدن، ربودن، قاپیدن، شکار کردن، صید کردن، یورش بردن، حمله کردن: بر دشمن زدند، برابری و مقابله کردن و...-( urmak) biy urmaq بیرنی اورماق- یکی را زدن(کتک زدن، و...)- Özi ýaly urmak اُوزی یالی اورماک= مثل خودش زدن، مقابله به مثل کردن- Guşy ur گوشی(قوشی) اور=پرنده را بزن، پرنده را شکار کن- سِن منی اورسانگ مندا سِنی اورارین- sen meny ursaň menda seny urarin= اگر تو من را بزنی منهم ترا خواهم زد- اُل یاراگ بیلِن اُنی اوردی- Ol ýarag bilen ony urdy= او با تفنگ(سلاح) او را زد،او با تفنگ به او شلیک کرد

Or اَر-ar=چیز، فزد، شخص، کننده، فاعل، شوهر، مرد، جوانمرد، و...

ˈterərɪst-Terrorist-En-ترُرایست، = ترساننده، ارعابگر، طرفدار ارعاب وتهدید

معانی دیگر: terroristic ارعابگر

Terrorist-Turk توراورایست=تروریست، طرفدار ارعاب وتهدید، ترساننده، ارعابگر، و...

Terror= وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد(به معنی Terror رجوع شود)

Istایستiste ایستِ=خواهان، طرفدار، خواست، آرزو، آهنگ، اراده، خواهش، تقاضا، رغبت، طلب، عزم، قصد، مشیت(این واژه در مورد خدا به معنای ایجاد شیء یا موجودی و واقع شدن امری است درباره انسان به معنای طلب و خواستن تعریف شده است)، میل، و...فعل امر ایستِمک istemek= خواستن، تقاضا کردن، متقاضی شدن، خواهان بودن، و....

Ist ایست= است، هست، وجود، موجود، هستی، وجودداشتن، بودن، واقع شدن، داشتن( میل داشتن)،

ˈterərɪzəm-Terrorism-En-ترُرایزیم= ارعابگری، ایجاد ترس و وحشت در مردم

معانی دیگر: تروریسم، مردم ترسانی، همه ترسانی

Terrorism-Turk-توراوریزیم=گرایش به ارعاب و وحشت، ارعابگری، ایجاد ترس و وحشت در مردم ، تروریسم، و...

Terror= وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد(به معنی Terror رجوع شود)

Ism -ایزیم=دنباله روی، پیروی، اثرگذاری،- ایز=عقب، عقبه، اثر، دنباله، پی، رد پا ، پیرو، پیروی، تمایل، گرایش، دنباله روی، اقتدا، تقلید، متابعت، و...- meň izimy izarlaمنگ ایزیمی ایزار لا= از من پیروی کن، رد پای من را دنبال کن، تابع دستورات من باش

راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...

ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:59

صفحه بندی