کلمات مر تبط فارسی، انگلیسی با ترکی:bar awayBreakable،،get away،go go،Go،go away،Broke away،Breakawa

خرید بک لینک

در ادامۀ کلمۀ Break کلماتی که با آن ساخته شده را بررسی می کنیم وبه نتایج جالبی می رسیم، ممکن است بعضی کلمات تکراری باشد ولی نکاتی به آنها به خاطر ارتباط معنایی با کلمات جدید اضافه شده است و روز به روز کامل تر می شود.

breɪkəbl̩- Breakable-En- بریکَبُل= شکستنی

معانی دیگر: از مقررات تخطی کردن، قانون شکنی کردن، تخلف کردن، شکننده، زود شکن، نقض شدنی، ظرف شکننده

Breakable-Turk-بریکا بُل=قابل شکستن(شکستنی)، توانمند شکستن(شکننده، ظرف شکننده، زود شکننده)، قادر به شکستن(از مقررات تخطی کردن، قانون شکنی کردن، تخلف کردن)، شکسته شدن،

- Breakبریک، برُک، براک=شکست، رد شدن، شکستن، دور انداختن، خرد شدن، طرد کردن، و...

Able=توانایی، قادر بودن، توانمندی، شایستگی، لیاقت ، و...(رجوع به معنی Able)

Ble بُل=فعل امر بُلماق=شدن، انجام گرفتن، به عمل آمدن، بدنیا آمدن، زیاد، فراوان، بیش از حد و اندازه، و...- ایشیم بُلدی=کارم انجام شد- بُل زاد=چیز زیاد و فراوان

breɪkəweɪ- Breakaway-En- بریک اِوُی- breɪkəˌwe بریک اِوُه= جدایی، فرار، استعفاء، رم، هجوم وحشیانه گله گوسفند و گاو

معانی دیگر: گوزیدن، چسیدن، ضرطه در کردن، عدول یا سرپیچی (از سنت یا روش و غیره)، جدا شده، جدایی گرای، انشعابی، ترک، (تئاتر و غیره) زودشکن (اشیای قلابی که در صحنه های زد و خورد و غیره به آسانی و به طور بی خطر شکسته یا متلاشی می شوند)

Breakaway-Turk-بریک اِوُی، براک اِوُی= جدایی، فرار، استعفاء، رم، هجوم وحشیانه گله گوسفند و گاو

چیزی به بیرون دادن، چیزی به بیرون انداختن، چیزی از خود بروز دادن (گوزیدن، چسیدن، ضرطه در کردن)، جدایی، فرار، استعفاء، رم، هجوم وحشیانه گله گوسفند و گاو، و...

Break براک=فعل امر براکماق=دور کردن، طرد کردن، از خود دور کردن، انداختن، از خود جدا کردن، فراری دادن،و...

Broke براک =مطرود شده، طرد شده، رانده شده، به بیرون انداخته شده، فاقد چیزی شده، بدبخت و آس وپاس

Break براک فعل امر براکماق( براخماق)=دور انداختن، شکستن رابطه، ازخود جدا کردن، از خود دور کردن، طرد کردن، راندن، چیزی را به بیرون انداختن، چیزی را به بیرون درز دادن، چیزی از خود بروز دادن(گوزیدن، چسیدن، ضرطه در کردن) ، آشکار و فاش کردن، و...- ضرط یا زرت = گوز، چیز بیهوده مثل باد از خود در کردن- زرتیللادی=گوزید، بادش خالی شد، چیز بیهوده گفت- زرتیلاما= چرت وپرت نگو، چُس نده- زرتیللاماق=چرت و پرت گفتن، به زور و فشار به خود چیزی عنوان کردن، با گوزیدن حرف زدن- این کلمه به صورت زُر یا زِر بکار می رود – در زبان فارسی زر زدن=چرت و پرت گفتن، حرف بیهوده زدن، از دهان باد در کردن، زرت و پرت کردن=ضرط پرت کردن، چرت و پرت گفتن، – ضرط یا زرت = گوز، چُس، ضرطه- صرط یا سرت=پشت، کون، و...- پِرت= صدا در کردن، صدای گوزیدن، صدای انفجار، پرتیلاماق= منفجر شدن، صدای انفجار آمدن، و...-تِل یا تیل=حرف، سخن، زبان، کلام، زبان(چشایی)،گفتن، و..

(Breakaway) Broke away –بِر(بیر)اوک(اورک) أوُی=نامنظم شدن پیش رو، یکهویی به سمت جلو رم کردن، یک دفعه به روبرو هجوم آوردن، فرار به سمت جلو، از مقابل فرار کردن، رم کردن و...

Away - أولِمک =خجالت دادن، هو کردن، کسی را دست انداختن، و...

Broke away=شکست، جدا شد، فرار کرد، رم کرد

Broke- بروکه یا براوکه= تند و تیز رونده، عجول، هجوم، و... – براو=رونده، تند و تیز رو، عجله کن، زود برو، - براو آط=اسب تیز رو، و...- براو ماشین=ماشین تندرو- در زبان فارسی برو یا رو فعل امر رفتن- ke-کأ=گاهی، بعضی مواقع، گاهی اوقات، بعضی، و...

Барың- Gedin-بارینگ، گیدینگ= بروید

Road، Route= راه، (بعداً بررسی می کنیم)

Ro رو=ره(راه)، رو(برو)

Br - بِر یا بیر Bir =یک، یکهو،یک دفعه، یک طرف، یک راه(Bir yol)

Oke اُکه=کینه و کدورت ، خشم و نفرت، تیرگی رابطه، قهر، و...-اُکِلِمک=قهر کردن، و...

Away – اِوُی(أوُی)=روبه جلو، به سمت روبرو، به سوی مقابل، - Awاِو=جلو، مقابل، روبرو، سمت جلو، -

Oke orike,=رم، هجوم وحشیانۀ گوسفند و گاو و اسب و...= orikmek اوریکمک=رم کردن، هجوم و عجله ، و...

go away-En= گمشو، دور شو

go away-En= برو جلو، دور شو،

ɡəʊ- go –En- گُو- ɡoʊ گاو= سیر، راهی شدن، تمام شدن، در صدد بودن، روانه ساختن، گشتن، رهسپار شدن، رواج داشتن، بران بودن، کار کردن، راه رفتن، شدن، روی دادن، رفتن، گذشتن، سیر کردن، پا زدن

معانی دیگر: مخفف : سفارشات معمولی، دستورات معمولی، عزیمت کردن، عازم شدن، این واژه کاربردها و معنی های متعددی دارد که بهترین راه نشان دادن آنها کاربرد آنها در جمله های زیر است:، (نوعی بازی ژاپنی با سنگ های سیاه و سفید بر روی صفحه ای مخطط) بازی گو، عبور کردن، نابود شدن

Go-Turk –گاو یا کاو، گو=کار(سفارشات) را به سرعت انجام دادن، بدو، برو، به سرعت راهی ساختن، روانه ساختن، رواج دادن، با عجله راندن، راندن، طرد کردن، دور کردن، ترساندن و دور کردن(سیغیر کاو= گاو را بترسان و بران(دور کن)- Cow-کاو=ماده گاو، ترساندن-

کو یا کاو فعل امر -کاوماق=دویدن(ایزیندان کاوماق=بدنبلش دویدن)، به سرعت دویدن، دواندن، ترساندن و راندن ، رهسپار کردن، دستور حرکت و عزیمت دادن(کاوینگ= به سرعت بروید، ترک کنید، طرد کنید، و...)، به سرعت راندن، راندن، طرد کردن، مطرود کردن، دور کردن، از خود راندن، تبعید کردن، نفی بلد کردن، کنار گذاشتن، بیرون کردن(أویدن کاوماق= از خانه بیرون کردن، از خانه راندن)، چراندن(سیغیر کاوماق=گاو چرانی، گاو رانی، دور کردن گاو- cow boy= گاوچران، فرد رشیدی(boy- بُوی=فرد رشید و بلند قامت، هیکل، درازا، قامت، رشید، و...) که کارش راندن حیوانات است- cow کاو= گاو ماده- کاو= رانش، چرا(علف خوراندن، گاو چرانی)،

Go گو=برو=ترکی قرقیزی go- ترکمنی(ko یا kaw(cow)- کو(کاو) ایزیندان= برو دنبالش، بدو دنبالش- معمولاً گیت(git) یا گٍت ('get) یا گید ((Ged =برو، دور شو، و...- بکار برده می شود- Gedmak- gitmak- getmak-گیدمک-گیتمک-گِتمک= رفتن ، عازم شدن، روانه شدن و...

Away – اِوُی(أوُی)=روبه جلو، به سمت روبرو، به سوی مقابل، - Awاِو=جلو، مقابل، روبرو، سمت جلو،

go go-En گاو گاو، گو گو=برو برو، بدو بدو –

go go-Turk کاو کاو- گو گو = برو برو، بدو بدو

get away-En گِت أوُی= دور شو-

get away-Turk گیت(گید) أوُی= برو جلو، دور شو-گیت فعل امر گیتمک=رفتن- أویه گیت= به خانه برو- أویه گیتدیم=به خانه رفتم،

bar away-En بارأوُی= دور شدن

bar away-Turk بارأوُی= برو جلو، دور شو- بار فعل امر بارماق=رفتن و رسیدن-أویه بار= به خانه برو- أویه باردیم= به خانه رسیدم

bar بار=برو-ترکی ازبکی (Bor)- - بار فعل امر بارماک Barmak یا بارماق Barmaq=رفتن، (انگشت هم معنی می دهد)، و...

راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...

ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 196 تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:26

صفحه بندی