در ادامه ارتباط چند کلمۀ دیگر انگلیسی که با bul ساخته شده را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم
Bulletin-En- بُولِتینbʊlletɪn- بُلِتِنbʊlətən= بیانیه، پژوهشنامه، تابلو اعلانات، پژوهنامه، اگهی نامه رسمی، ابلاغیه رسمی، اگاهینامه
معانی دیگر: خبرنامه، بیانیه ی مختصر و رسمی، خلاصه ی آخرین رویدادها، زبده ی اخبار، نشریه (ویژه ی اعضای انجمن و غیره)، آگه نامه، آگه برگ، آگه بخش، بولتن، اطلاعیه، گزارش خبری
Bulletin-Turk-بُولتِن، بُلتِن= بیانیه، پژوهشنامه، تابلو اعلانات، پژوهنامه، اگهی نامه رسمی، ابلاغیه رسمی،و...
Bullet بُل اِت bol et = پایان بده، متوقف کن، قطع کن، تمام کن، زیاد کن، و...
gürleşmegi bol et گورلِشمِگی بُل اِت=بحث و گفتگوکردن(صحبت کردن) را پایان بده(قطع کن، متوقف کن، و...)
gürleşmegi bol eten گورلِشِمِگی بُل اِتِن= پایان دهندۀ(قطع کننده، و...) بحث وجدل(صحبت و گفتگو)، و...
Bulletin بُل اِتِن bol eten =قطع کننده، پایان دهنده، پایان نامه، رساله، جزوه(بیانیه ی مختصر و رسمی، خلاصه ی آخرین رویدادها، زبده ی اخبار)، بیان نامه، مانیفست، اطلاعیه، اعلامیه، گزارش، پژوهشنامه، تابلو اعلانات، اگهی نامه رسمی، ابلاغیه رسمی، اگاهینامه ، قطعنامه، بیانیه، اطلاعیه، ابلاغیه، و...
men işim boldim مِن ایشیم بُلدیم=من کارم را به پایان رساندم(تمام کردم)
Bulبُل bol فعل امر بُلماکbolmak= شدن، انجام گرفتن، تمام شدن، پایان یافتن، و...
Bulletin بُول تِنböl ten- بُوا اِتِن böl eten= قطع کننده، خلاصه کننده(شده)، شکافنده، برش کنننده(شده9، خلاصۀ نوشتجات(متن)، و....
Bul بُول böl =قطع، انقطاع، برش، شکاف، درز، چاک، سوراخ، سوراخ ریز، قطعۀ کوچک، درز، فرو رفتگی، جدایی، فک، بریده (خلاصه، مختصر، و...)جدا، گسسته، گسیخته، تقسیم، اشتراک گذاری، بریدگی، گسیختگی، قطعه، اندازه، قالب، و...- فعل امر بُولمک bölmek = قطع کردن، بریدن، برش دادن، گسستن، گسیختن، جدا کردن، تقسیم کردن، اشتراک گذاری کردن، پخش کردن، خبر دادن، انتشار دادن، و...
Tin تِن=تن، جسم، تنه، پیکر، جثه، جسم، کالبد، هیکل ، شخص، کس، نفر، نفس، مجموعه ای از نوشتجات، و....
Etin اِتِنeten=کننده، انجام دهنده(شده)، و....
habarlary bölet هابارلاری بُولِت=خبرها را پخش کن(تقسیم کن، خلاصه کن، اشترا ک گذاری کن، و...
habarlary böletiň هابارلاری بُولِتینگ= خبرها را پخش کنید(به اشتراک بگذارید، خلاصه کنید، و...)
bir bölek habar بیر بُولِک هابار=خلاصۀ یک خبر، بریدۀ یک خبر، یک قطعه خبر، و..
bölek habarlar بُولِک هابارلار=بریدۀ خبرها، خلاصۀ اخبار، و...
böl eten habarlar بُول اِتن هابارلار= اخبار خلاصه شده(بریده شده، و...)
بولتن: گزارش کوتاه چاپی (یا تکثیر شده ) رویدادها و خبرهای یک مؤسسه ، خبرنامه (فره ((فرهنگ معین)، بیانیه رسمی، بیانیه درباره عملیات نظامی(فرهنگ فارسی)، گزارشنامه، و.....
Bullet-En-بُول اِتˈbʊlɪt- ˈbʊlətبُل آت= گلوله، مرمی، گلوله تفنگ
معانی دیگر: گلوله (تفنگ و هفت تیر و مسلسل)، فشنگ (cartridge) هم می گویند
Bullet-Turk-بُوا اِت، بُل آت= گلوله، مرمی، گلوله تفنگ
Bul بُول böl =قطع، انقطاع، برش، شکاف، درز، چاک، سوراخ، سوراخ ریز، قطعۀ کوچک، درز، فرو رفتگی، جدایی، فک، بریده (خلاصه، مختصر، و...)جدا، گسسته، گسیخته، تقسیم، اشتراک گذاری، بریدگی، گسیختگی، قطعه، اندازه، قالب، و...- فعل امر بُولمک bölmek = قطع کردن، بریدن، برش دادن، گسستن، گسیختن، جدا کردن، تقسیم کردن، اشتراک گذاری کردن، پخش کردن، خبر دادن، انتشار دادن، و...
Et اِت =عمل کن، انجام بده، بکن، =فعل امرetmek اِتمک= کردن، انجام دادن، کرده شدن، انجام گرفتن، عمل کردن، تجاوز کردن، و....
Bullet بُول اِت bölet = شکافنده(شکاف کن)، سوراخ کننده(سوراخ کن)، رخنه کننده(کن)، برش کننده(کُن)، و...
ety bölet اِتی بُول اِت=گوشت را برش بده، (یشکاف، چاک بده، ببُر، تقسیم کن، قطع کن، سوراخ کن، قطعه قطعه کن، و...)
Bullet بُل آت bolat= زیاد شلیک کن، زیاد پرتاب کن،
ýarag bilen bolat یاراگ بیلن بُل آت= با اسلحه زیاد شلیک کن، با تفنگ زیاد شلیک شونده(گلوله، مرمی، گلوله تفنگ)
Bullish-En-بُولِشbʊlɪʃ- بُلِش= سرسخت کله شق
معانی دیگر: (بهای سهام و اوراق بهادار) در حال ترقی، موجب ترقی، خوش بین، خوش بینانه، گاو مانند، مانند گاو نر
Bullish-Turk-بُولش-بُلش= سرسخت کله شق، در حال ترقی، موجب ترقی، خوش بین، و...
Bul بُل bol= زیاد، بسیار، شدید، تشدید، پرقوت سازی، افزون شدگی، افزایش، اضافه، سخت، پیچیده، دشخوار، دشوار، شاق، صعب، عسیر، غامض، مشکل، معضل، معقد، مغلق ، جامد، درشت، سفت، صلب، اکید، انجام، باش، و....
işim bol boldy ایشیم بُل بُلدی= کارم افزایش یافت، کارم ترقی کرد
onuň güýji bol اُنونگ گویجی بُل= قدرت او زیاد است، او پرقدرت است، و...
Bahasy bol boldy باهاسی بُل بُلدی= ارزشش زیاد شد، قیمتش ترقی کرد، بهایش افزوده شد
Ish ایش =işکار، پیشه، حرفه، شغل، کسب، مشغله، نقش، وظیفه، منصب، عمل، فعل، کردار، امر، ماجرا، ساخت، صناعت، تقدیر، سرنوشت، مرگ، اتفاق، پیشامد، حادثه، ماوقع، مسئله، موضوع، اثر، هنر جنگ، کارزار، کشت وکار، کاسبی، و...
Bullish بُلیشboliş=سرانجام، پیروز، عاقبت بخیر، موفق، کامیاب، نیک انجام، نیک فرجام، آخر، انتها، بالاخره، بالمال، عاقبت، عاقبت الامر، فرجام، مالا، نتیجه ، و...فعل امر بُلیشماک=به سرانجام رسیدن، ختم به خیر شدن،
işim bolişdy ایشیم بُلیشدی= کارم انجام شد، کارم به سرانجام رسید، موفق به انجام (اتمام)کارم شدم
Bahasy bol boliş باهاسی بُل بُلیش= ارزشش در حال زیاد شدن، قیمتش در حال ترقی است
Bullish بُل ایشbol iş= کار زیاد، کار سخت(دشوار، شاق،و...)
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 69
تاريخ: پنجشنبه
16 شهريور
1402 ساعت: 17:49