در ادامه باز هم چند کلمۀ دیگر که با Bul در زبان انگلیسی ساخته شده را مورد بررسی قرار می دهیم
Bulge-En- بُلچbʌldʒ ،بالچ ˈbəldʒ = ورم، تحدب، بالارفتگی، بر امدگی، شکم، صعود، باد کردن، متورم شدن، جلو دادن
معانی دیگر: برآمدگی، کیس، قلمبه شدگی، شکم دادگی، آماس، برآمده کردن یا شدن، کیس کردن، قلمبه شدن، بیرون زدن، پلخیدن، برغلانیدن، ورقلمبیدن، شکم دادن، ورغلیدن، افزایش ناگهانی (در اندازه یا ارزش و غیره)، پیشرفتگی، پیش آمدگی(به ویژه در خط جبهه ی جنگ)، (عامیانه) سود، مزیت
Bulge-Turk-بُلچ= ورم، تحدب، بالارفتگی، بر امدگی، شکم، صعود، باد کردن، متورم شدن، جلو دادن، و....
Bulge بُلچ bolç ، بُلچی bolçi ، bolçeبُلچه = زیادت، فراوانی، برآمدگی، قلمبگی، بالا آمدگی، آماسیدگی، و...
Bolçilik بُلچیلیک، bolluk، bolçulyk بُلچولیک=فراوانی، بالا آمادگی، و ....
bu yerde bolçulik(bolçilik) بو یِرده بُلچولیک(بُلچیلیک)=در اینجا وفور و فراوانی است
bu yerde pul bolçe بو یِرده پول بُلچه=در اینجا پول به وفور است، در اینجا پول قلمبه است
indy pul bolçe boldy ایندی پول بُلچه بُلدی= اکنون پول زیاد شد(افزایش یافت)
indy bahasy bolçe ایندی باهاسی بُلچه= حالا قیمتش زیاد شده(افزایش یافته)
indy Boýy bolçe boldy ایندی بُیی بُلچه بُلدی= اکنون قدش بلندتر شده
Gay bolçe boldy گارنی بُلچه بُلدی= شکمش ورقلمبیده(تو پُر، بر آمده، آماسیده، متورم، باد کرده ) شده
su bolçe boldy سو بُلچه بُلدی= آب بسیار زیاد شده، آب بالا رفته
Girdejesy bolçe bar گیردِجِسی بُلچه بار=درآمدش(سودش، و...) خیلی زیاد است(بالاست)
Olar bolçe öňe gitdiler اُلار بُلچه اُونگه گیتدیلِر=آنها خیلی پیشروی کردند(به جلو رفتند)
Olar bolçe yokary gitdiler اُلار بُلچه یُکاری گیتدیلر= آنها خیلی بالا صعود کردند
Bulgy-En- بُلجیbulɡy= بر امده، محدب، شکم دار
معانی دیگر: برآمده، بیرون زده، پلخیده، ورقلمبیده، ورغلیده، بالا آمده، کیس کرده
Bulgy-Turk-بُلجی= بر امده، محدب، شکم دار، و...
Bulge =ورم، تحدب، بالارفتگی، بر امدگی، شکم، صعود، باد کردن، متورم شدن، جلو دادن، و....- به معنی Bulge رجوع شود)
Bulgy بُلجی bolji=شدنی، زیاد شدنی، قابل شدن و انجام گرفتن، قابل برآمده شدن، قابل بزرگ شدن
ol uly bolji اُل اولی بُلجی= او بزرگ شدنی، او قابل بزرگ شدن، او زیاد بزرگ شدنی
su bolji سو بُلجی= آب زیاد است، آب وجود خواهد داشت، و....(su bolçy سو بُلچی=آب وجود خواهد داشت، آب زیاد خواهد شد، و...)
içy bol bolji ایچی بُل بُلجی= شکمش پُر خواهد شد
içly bolji= ایچلی بُلجی= شکم دار خواهد شد
Bulgy بُلگی=شدنی، شده، زیاد شدنی(شده)، بر امده شدنی(شده)،
uly bolgy اولی بُلگی=بزرگ شده
Bulb-En-بالبbʌlb-bəlb بُلب= پیاز، پیاز گل، لامپ چراغ برق، لامپ برق
معانی دیگر: (گیاه شناسی) پیاز، سوخ، تابانه، هر چیز پیاز مانند، لامپ، ریشه ی پیاز مانند، ریشه ی قلمبه، گیاهی که از پیاز بروید، گیاه پیازی، (کالبدشناسی) قلمبه شدگی بافت ها و اندام ها (مانند پیاز مو)، لامپ چراه برق، هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
Bulb-Turkبُلُب= حبابی، تودۀ گرد، پیاز، پیاز گل، لامپ چراغ برق، لامپ برق، ...
Bul بُل bol= قلنبه، قلمبه، برجسته و برآمده ، توده گرد، قوز(قوزۀ پنبه(pamuk hozasyپاموک حوزه سی، حوز (گردو، جسم کروی، حوزه، دایره، کره، حباب، فلک، گردون، و...)، غُده، غلاف و پوست دانه یا تخمدان بعضی گیاهان مانند خشخاش و شقایق، غنچه، و... )، بزرگی، تعالی، بلندی، ،پشته، برجستگی، بر امدگی، زیادت، زایش، زیست، باش، و... فعل امر بُلماکbolmak = شدن، ماندن، بودن، زیستن، وجود داشتن، بزرگ شدن، زیاد شدن، عمل امدن، بدنیا آمدن، بالیدن، ترقی کردن، و...
پیاز= گیاهی متعلق به تیره سوسن، از گونۀ پیاز خوراکی. ریشۀ غُده ای این گیاه طعم و بویی شاخص و قوی دارد. گرچه این گیاه از دوران باستان کشت شده است، خاستگاه احتمالی آن آسیا است. این غده ها خوراکی اند(دانشنامۀ آزاد فارسی)
توضیح در مورد واژۀ غُده- احتمالاً این کلمه با کلمۀ ترکی(ترکمنی) غُددُغ qoddoq=تخم انسان یا حیوان نر، خایه، بیضه، تخم، و... مرتبط است
توضیح در مورد کلمۀ پیاز (پی=ریشه، ته، پی، اساس، بن، بنیاد، بنیان، بیخ، پایه، شالوده، مبنا، اثر، ردپا، رد، پس، پشت، تعاقب، دنبال، عقب، قفا، متعاقب، واپس، رگ، عصب، و...)+ آز=1-کم، اقل، اندک، اندک اندک، انگشت شمار، خفیف، شمه، قلت، قلیل، مزجات، معدود، ناچیز، و...2- آز زاد az zad=چیز کم -از حد خود تجاوز کرده، اضافی، بیش از حد، طغیات، عود، و...آزماکAzmak= زیاده روی کردن، از حد گذراندن، از حد خود تجاوز کردن، طغیان کردن، و...- hedden azmak هِددِن آزماک= زیاده روی کردن، از حد گذراندن
پیاز=کم ریشه(دارای ریشۀ سطحی و کم)، دارای ته و بن زیاده از حد
Şol adamyň qoddoqy çişýib شُل آدامینگ غُدداغی چیشیب= بیضۀ آن مرد متورم شده
حباب=سرپوش شیشه ای، روچراغی، کاسه چراغ، روپوش چراغ، گنبدک، و...-۱. برآمدگی هایی که هنگام سقوط چیزی در آب یا موقع آمدن باران در سطح آب پیدا می شود.
۲. پوشش شیشه ای یا پلاستیکی که روی چراغ می گذارند (فرهنگ عمید)
Bulb بُلب-bolub=شده، حباب شده، قلنبه شده، بزرگ شده، و...(مخفف bol bolub بُل بُلوب=زیاد و بزرگ شده، برآمده و توده شده، حباب شده، قلمبه شده)
uly bolub اولی بُلوب=بزرگ(بلندی، بزرگی، تعالی، پشته، برجستگی، بر امدگی، مقام، عالیجناب، جاه، علی، علو، و...)شده
Bulb بالب=لُب است،
Bu با ba(بارbar)=هست، است، و...
Lb لُب lob =لُپ، لُب، لقمه کلان. تکه بزرگ. ( برهان )، دو طرف دهان از سوی بیرون که چون باد در دهان انباری از دو سوی برآمدگی پیدا کند. آن قسمت از دهان که چون پرکنی برآمده شود(لغت نامۀ دهخدا).
من کنم پیش تو دهان پرباد--- تا زنی بر لپم تو زابگری(رودکی)
Bulbar-En-بُلبا- بُلبر= پیازی، پیاز دار
معانی دیگر: وابسته به پیاز مغز تیره (یا مغز حرام)، وابسته به بصل النخاع
Bulbar-Turk-بُلبا، بُلبار= پیازی، پیاز دار
Bulb== پیاز، پیاز گل، لامپ چراغ برق، لامپ برق، و...(به معنی Bulb رجوع شود)
Ar اَر= چیز، فرد، شخص، کننده، فاعل، مرد، شوهر، جوانمرد، و....
Bulbar= چیز پیاز مانند
Bul بُل bol= قلنبه، قلمبه، برجسته و برآمده ، توده گرد، قوز(قوزۀ پنبه(pamuk hozasyپاموک حوزه سی، حوز (گردو، جسم کروی، حوزه، دایره، کره، حباب، فلک، گردون، و...)، غلاف و پوست دانه یا تخمدان بعضی گیاهان مانند خشخاش و شقایق، غنچه، و... )، بزرگی، تعالی، بلندی، ،پشته، برجستگی، بر امدگی، زیادت، زایش، زیست، باش، و... فعل امر بُلماکbolmak = شدن، ماندن، بودن، زیستن، وجود داشتن، بزرگ شدن، زیاد شدن، عمل امدن، بدنیا آمدن، بالیدن، ترقی کردن، و...
Bar- باba(محفف بارbar)= هست، است، وجود دارد، داراست، بُوَد، داراست، و...
Bulbar بُلبار = پیاز دار، پیاز است، داری پیاز، و...
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 58
تاريخ: دوشنبه
6 شهريور
1402 ساعت: 16:27