کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Twist،Twine

خرید بک لینک

با تبریک سالروز زبان مادری امیدوارم هیچ کس زبان مادری اش را فراموش نکند چون زیبایی این دنیا در تنوع گونه ها و زبانها است و حفظ و نگهداری زبانها وظیفۀ تک تک گویشوران است من هم برای شناساندن زبان مادری خود که کهن ترین زبان دنیاست تلاش می کنم امیدوارم دیگران هم برای حفظ زبان مادری خود و شناساندن آن به دیگران همت و تلاش کنند به امید روزی که همه زبان یکدیگر را بفهمیم و به زبان و فرهنگ یکدیگر احترام بگذاریم. اکنون مباحث گذشته را ادامه می دهیم

twaɪn- Twine-En- تو وین- = پیچ، ریسمان چند لا، نخ قند، بهم بافتن، در بر گرفتن

معانی دیگر: (به هم) پیچیدن،(کاشانی) پنگاندن، به هم بستن، پیچ و تاب خوردن، پیچاپیچ بودن، مارپیچ بودن، ریسمان (یا نخ یا طناب و غیره) دولا، نخ تابیده، تابیدگی، پیچیدگی، چندلایی، گوریدگی، پیچ و خم، درهم گیرکردگی، ژولیدگی، گیاه پیچنده (مانند نیلوفر)، ن قند

Twine-Turk-تووین-تاوین=لایه پیچ خورده، پیچ، ریسمان چند لا،نخ تابیده، نخ قند، بهم بافتن، در بر گرفتن،

Twine تو وین- tüwün - Düwün- Tugun- düğüm=گره، بند، عقد، عقده، جعد، چین، شکن، لایه، ورق، تا، شکنج، قید، لکنت، دشپیل، مفصل، قفل، پیوندگاه، اشکال، مشکل، حبل، رسن، رشته، ریسمان، طناب، نخ، ترک، زین، بست، قید، گیر، پیوند، لولا، مفصلگاه، مفصل، استخوان انگشت، اتصالگاه، پیوندگاه، گره گاه، تله، دام، رهن، گرو، گرفتاری، مخمصه ، و...- فعل امر دووُنمک(تووینمک)(tüwünmek) Düwünmek=گیر کردن، گره خوردن، بند آمدن، و...

Düw-دو(بر وزن دور) tüw تو-فعل امر دومک- tüwmek تومک tüwmek =گره زدن، بافتن، تابیدن، ریسیدن، و...

ýüpi Düwmek- ýüpi tüwmek یوپی دومک(تومک)= نخ(طناب، ریسمان) گره زدن(بافتن، پیچاندن، تابیدن، و...)-ایمیت ذوکورداغدا دووُنمک(تووینمک)(tüwünmek) Iýmit bokurdakda Düwünmek= غذا در گلو گیر کردن

Twine tawinتاوین= تابیده شده، بهم بافته شده، پیچ و تاب خورده، نخ تابیده شده، و...

ýüpiň tawin açmaq یوپینگ تاوین آچماق= در هم پیچیدگی (در هم گیر کردگی)ریسمان(نخ، طناب) را باز کردن، در هم تابیده ریسمان را باز کردن ، لایه های طناب به هم بافته شده را از هم باز کردن

Twتاو=تاب، پیچ وتاب، چرخش، پیچش، پیچ، پیچ و خمی که در ریسمان و زلف و امثال آن باشد، خمی و کجی، قوس، فر دادن و...

تاولا- tawla تاولا= فعل امر تاولاماقtawlamaq - tawlamak تاولاماک= چرخاندن، فر دادن، پیچ و تاب دادن، تابیدن، پیچ دادن، پیچاندن، پیچاندن سخن ؛ منحرف ساختن . بعمدا بر وجهی نه راست ادا کردن . در کش و قوس افکندنو...-

ol zadň daşyna ýüpy tawlamak اُل زادینگ داشینا یوپی تاولاماک(تاولاماق)=دور آن چیز طناب(نخ، ریسمان) پیچیدن و بستن، دور آن چیز را طناب پیچ کردن

تاولانtawlan =فعل امر تاولانماق tawlanmaq= پیچ خوردن، چرخیدن، پیچ وتاب خوردن، فر خوردن، در هم پیچیده شدن در هم گیر کردن و...- İlan agaja tawlandy مار دور درخت پبچید و(بالا رفت)- ol zadň daşyna ýüpy tawlandir اُل زادینگ داشینا یوپی تاولاندیر= دور و اطراف آن چیز طناب بپیچان ، دور و اطراف آن چیز را طناب پیچ کن- آیاغیم تاولاندی ayaqim tawlandy= پایم پیچ خورد

In=تو، اندرون، داخل، لای، لایه، بدن، بدنه، و...

Öýya in اوییه این= داخل خانه بیا - Öýya inma اوییه اینمه= داخل خانه نشو-

twɪst-Twist-En- تو وِست= پیچیدگی، تاب، پیچ خوردگی، پیچ، نخ یا ریسمان تابیده، خم کردن، پیچاندن، پیچ دار کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب دادن، پیچیدن، تابیدن، پیچ دادن

معانی دیگر: (به هم) تابیدن، (پا و غیره) رگ به رگ کردن یا شدن، ضربدیده کردن یا شدن، پیچ خوردن، رگ به رگ شدگی، تحریف، واتگشت، دستکاری، تحریف کردن، کژ نمایی کردن، کج و معوج کردن، از شکل انداختن، نابهنجار کردن، غیر طبیعی کردن، منحرف کردن، (چهره را) درهم کشیدن، مارپیچ کردن یا شدن، پیچ و تاب خوردن، کج شدن یا کردن، پیچ و خم داشتن، به خود پیچیدن، چفته شدن، )جاده و غیره) خم، )وضعیت) تغییر ناگهانی، )مجازی) پیچ و خم، )ریسمان و طناب و غیره) تاب، لا، )نخ) ابریشم تافته، نخ تابیده، ریسمان نازک و محکم، رقص تویست، تویست رقصیدن، سیگار برگ، توتون پیچیده، پیچه ی توتون، شیرینی پیچانده، نان پیچانده، پیچانک، پیچش، گوریدگی، گره پیچ مانند، قاچ لیمو ترش )که در مشروب می اندازند یا می چلانند(، چرخش، گردش، دورزنی، میزان یا زاویه ی پیچش )torsion angle of هم می گویند(، )چهره) کج و معوج سازی، درهم کشی، خم سازی، خمانش، کجی، خمش، )شخصیت و غیره) ویژگی، گرایش،)خودمانی) دختر، زن، ترفند، لم، روش، ن یا ریسمان تابیده

Twist-Turk- تاوِست=تاو است، پیچیدگی، تاب، پیچ خوردگی، پیچ، نخ یا ریسمان تابیده، خم کردن، پیچاندن، پیچ دار کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب دادن، پیچیدن، تابیدن، پیچ دادن

Twist تاوِست = تاو است- Tw -تاوtaw=تاب،تابیده، پیچ وتاب، چرخش، پیچش، پیچ، پیچ و خمی که در ریسمان و زلف و امثال آن باشد، خمی و کجی، فر دادن، و... - تاولانtawlan =فعل امر تاولانماق tawlanmaq= پیچ خوردن، چرخیدن، پیچ وتاب خوردن، فر خوردن، در هم پیچیده شدن در هم گیر کردن و...- İlan agaja tawlandy مار دور درخت پبچید و(بالا رفت)- ol zadň daşyna ýüpy tawlandir اُل زادینگ داشینا یوپی تاولاندیر= دور و اطراف آن چیز طناب بپیچان ، دور و اطراف آن چیز را طناب پیچ کن- آیاغیم تاولاندی ayaqim tawlandy= پایم پیچ خورد، (پا و غیره) رگ به رگ کردن یا شدن، ضربدیده کردن یا شدن، پیچ خوردن، رگ به رگ شدگی،-elim tawlandy اِلیم تاولاندی=دسنم پیچ خورد

تاولا- tawla تاولا= فعل امر تاولاماقtawlamaq - tawlamak تاولاماک= چرخاندن، فر دادن، پیچ و تاب دادن، تابیدن، پیچ دادن، پیچاندن، پیچاندن سخن ؛ منحرف ساختن . بعمدا بر وجهی نه راست ادا کردن . در کش و قوس افکندن، تحریف، واتگشت، دستکاری، تحریف کردن، کژ نمایی کردن، کج و معوج کردن، از شکل انداختن، نابهنجار کردن، غیر طبیعی کردن، منحرف کردن و...-

ol zadň daşyna ýüpy tawlamak اُل زادینگ داشینا یوپی تاولاماک(تاولاماق)=دور آن چیز طناب(نخ، ریسمان) پیچیدن و بستن، دور آن چیز را طناب پیچ کردن

Twist –تاو اوستtawüst= کج یا کژ نمایی، تحریف، واتگشت، دستکاری، تحریف کردن، کژ نمایی کردن، کج و معوج کردن، از شکل انداختن، نابهنجار کردن، غیر طبیعی کردن، منحرف کردن، (چهره را) درهم کشیدن، مارپیچ کردن یا شدن، پیچ و تاب خوردن، کج شدن یا کردن، پیچ و خم داشتن، به خود پیچیدن، چفته شدن

Ist اُست üst= رو، چهره، رخ، نما، رخسار، سیما، صورت، عارض، وجه، رویه، سطح، عرشه، بالای، روی، و...

Twist تاوست یا Twis تاوُسtawos= فعل امر تاوُسماق tawosmaq = پریدن از روی موانع، از روی چیزی پریدن، جستن از جا به طور ناگهانی، صعود کردن، بال وپر زدن پرندگان در روی زمین و پریدن از موانع، تپیدن ، جست و خیز کردن ، ورجه ورجه کردن ، پرش کردن ، لی لی کردن ، بالا و پایین رفتن ، جست زدن ، از قلم اندازی ، رقص کنان حرکت کردن (رقص تویست، تویست رقصیدن)،

Şahadan şaha tawosmaq شاهادان شاها تاوُسماق= از شاخه ای به شاخۀ دیگر پریدن، شاخ به شاخ پریدن، برای فرار از ملزم و مجاب شدن هر لحظه سخن را بسوئی گردانیدن،

Belent ýer üstunden tawosmaq بِلند یر اوستیندِن تاوُسماق=از روی جای بلند پریدن(پرش کردن)

Ist -is-ایست-ایز=است ، هست، و...

راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...

ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:59

صفحه بندی