کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی را از حرف T ادامه می دهیم کلماتی را انتخاب کردم که در فارسی و ترکی هم متداول است اکنون به بررسی آن می پردازیم
tɜːbəʊt͡ʃɑːdʒə- Turbo -En- تاباو- tɜːrboʊتوربو= turbosupercharger، پیشوند: توربین دار، دارای چرخشزا، توربینی، دورانی، چرخشی، پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
Turbo-Turk-توربو، توربا=دارای چرخش و دوران، توربین دار، دارای چرخشزا، توربینی، دورانی، چرخشی، پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
تبدیل حرف تT به د D و بالعکس را دقت کنید
Durmak- durmaq- turish- - turmaq-turmakTürmakTürmak=جلوی کسی ایستادن(بلند شدن)، قیام کردن، ایستادگی کردن، مقاومت کردن، بلند شدن، بیدار شدن، به پا خواستن، تظاهرات کردن، راهپیمایی کردن، حرکت دسته جمعی کردن، و...
Tur تور tor تُور- dar- tar- - dur – Tur(Тұр)، Tür= جای تنگ و تاریک، تور، تله، جال، دام، تار، تیره، سیر، گردش، چرخه، چرخش، دور(Dövr- Döwür دُوُر =سیکل، گردش، دوران، گذشت زمان ، عصر، عهد، موسم، نوبت، اطراف، پیرامون، محیط، مدار و...و...- ol yerden Döwür wurmak اُل یردِن دِوُر وُرماک= از آنجا دور زدن، دور آنجا چرخیدن، - ol Döwüran geçty(geçdy) اُل دوران گِچدتی(گچدی)= آن دوران گذشت ))، دوره گردی، گشت، سفر، سیاحت، و...-
- toruna düşmək- tora düşmek- to'rga tushish تورا دوشمک=به تور افتادن، به تله افتادن- Türma تُورمه= زندان
Bo بُ– ba با=است، هست، دارد، دارا بودن، و...
ol bar(ba)- unda bor= او هست، او دارد
Turb تاب= تاو،تابیده، پیچ وتاب، چرخش، گردش، پیچش، پیچ، پیچ و خمی که در ریسمان و زلف و امثال آن باشد، خمی و کجی، فر دادن، و...(به معنی Twine رجوع کنید)- o اُ=اون، آن(حرف اشاره اشیاء)، او(حرف اشاره به حیوان واشخاص)
Turba- Turbo توربا(بر وزن تو=داخل، درون) = استوانۀ دراز فلزیِ توخالی که از فلز، پلاستیک یا مواد دیگر تهیه می شود و برای عبور گاز، آب و امثال آن به کار می رود، لوله، دور پیچ، دودکش، چیز پیچیده شده ، طومار ، ناودان توبره، و...-تُوربا Torba (بر وزن تو=شما، مخاطب دوم شخص مفرد)=کیسه، ۱ - کیسه ای که مسافران و شکارچیان ابزار کار و خوراک خود را در آن گذارند. ۲ - کیسه ای بنددار که در آن کاه و جو ریزند و به گردن چارپایان بندند تا از آن بخورند
Suw turba سو توربا=لولۀ آب- peş turbaپِش توربا=لوله بخاری، لوله کوره- At Torbasy آط تُورباسی=توبرۀ اسب، کیسۀ خوراک اسب-
ˈtɜːbaɪn-Turbine-En-تاب آین- ˈtɜːrbaɪn تُورب آین= توربین
معانی دیگر ):مکانیک) توربین، چرخش زا
Turbine-Turk-تورباین Türbin تورب آین =تنۀ داخلی چرخان، تنۀ چرخان، توربین، چرخش زا
توربین=قسمتی از یک تنه و بدنه وسیله ای مولد برق و ... که بوسیلۀ نیروی فشار آب یا یخار و غیره به چرخش در می آید
Turb تورب، تاب=چرخش، گردش، پیچش، و...
In –آینain=مثل، مانند، شبیه، مانند اصل، عین، ماخذ ، مایه ، خاستگاه ، منشاء ، مبدا ، منبع ، سر چشمه ، عین ، چشمه ، مصدر ، مایه مبداء، دهانه، دیده، چشم، و...
In این=داخل، اندرون، تو، بدن، اندام، تنه، بدنه، و...
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 173
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 20:59