کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی:Torchbearer،Torch

خرید بک لینک

در ادامۀ مطالب گذشته چند کلمۀ دیگر ازحرف T انگلیسی را انتخاب کردم که اکنون ارتباط آنها را با فارسی و ترکی مورد بررسی قرار می دهیم

tɔːtʃ- Torch-En- توچ- ˈtɔːrtʃ تورچ= مشعل، چراغ قوه، فانوس، مشعلدار کردن

معانی دیگر: روشنک، فروزانه، (مجازی) سرچشمه ی دانش یا فهم و غیره، (امریکا - خودمانی) حریق (عمدی) ایجاد کردن، آتش زدن، (جوشکاری و غیره) چراغ کوره ای، مشعل جوشکاری، انبر جوشکاری، اخگرفکن، آتش فکن،(انگلیس چراغ قوه بیشتر می گویند flashlight)

Torch-Turk-= مشعل، چراغ قوه، فانوس، مشعلدار کردن

Tor توtaw=تاو، تاب، پرتو، تابش، روشنی ، روشنایی(بمعنی نوری و پرتوی که منسوب است به شی ٔ روشن شونده ، فافهم. (غیاث اللغات)، مشعل، چراغ قوه، فانوس، احتراق ، اشتعال، و...)، نور، فروغ، نور، حرارت، سوزش، گرمی، توان، توانایی، رمق، طاقت، قدرت، قوت، نا، وسع، یارا، پیچ، جعد، چین، خمش، شکن، طره، کرس، ، هرم، آرام، صبر، قرار، پایداری، تحمل، شکیبایی، شکیب، دوام، مقاومت ، تاب و روشنایی و تابناکی. (ناظم الاطباء)- فعل امر تاولاماق tawlamaq=پیچاندن، خم کردن، و...

Tor تور- Tur=از خواب غفلت بیدار شدن، بیداری، آگاهی(دانش، فهم، روشنایی، نبل، توجه، دقت) فعل امر تورماق turmaq= بیدار شدن، به پا خاستن، قیام کردن، بلند شدن، از جا بلند شدن، و...- فعل امر تورماق turmaq=به پا خاستن، قیام کردن، بیدار شدن، بلند شدن، از جا بلند شدن، و... (به توضیحات مطالب گذشته رجوع شود)- بیداری=روشنایی و نور و آگاهی، در مقابل: خواب= تاریکی و غفلت و نا آگاهی- توره= رهبر و سرکردۀ شورشیان یا انقلابیون و یا قیام کننندگان

بیداری=حالی است که روح نفسانی اندر آن حال آلتها و حس و حرکت را کار فرماید تا مردم بقصد و اختیار خویش حرکتها میکند و از محسوسات خبر می یابد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی(

اخگر هم آتش است ولیکن نه چون چراغ --- سوزن هم آهن است ولیکن نه چون تبر(عسجدی)
بخواب و به بیداری و رنج و ناز--- ازین بارگه کس مگردید باز(فردوسی)
مستند مخالفان ز هشیاری تو--- بخت همه خفته شد ز بیداری تو(منوچهری)
چه مردی بدو گفت با من بگوی --- سوی روشنی آی وبنمای روی(فردوسی)

Ch چه= پسوندی است دال بر تصغیر: باغچه ، کوچه ، آلوچه ، کتابچه، و..-

Torch تورچ=روشنک، روشنایی کوچک، پاره ی آتش، شراره، خرده ی آتش، جرقه، اخگر(هیزم آتش گرفته بود و چون آب زنند زگال شود. (نسخه ای از اسدی ) (صحاح الفرس ). انگشت سوزان و افروخته. (مؤید الفضلاء)، آتش زغال افروخته شراره خرد، آتش جرقه، یا اخگر تفته، آتشی که سوخته واخگر شده باشد-اینجا:(جوشکاری و غیره)چراغ کوره ای، مشعل جوشکاری ، انبر جوشکاری، اخگرفکن، آتش فکن، و... )،

Torchbearer-En-توچ برا- تورچ بِرر=مشعلدار، (مجازی) رهبر، الهام گر، سرجنبان

Torchbearer-Turk- توچ برا، تورچ بِرر=روشنایی و آگاهی دهنده،

Torch= آگاهی، بیداری، روشنایی، مشعل، چراغ قوه، فانوس، مشعلدار کردن(به معنی Torchرجوع شود)

Bear-بِرber = دهش، اعطا، داد، میوه، ثمره، بار و...- فعل امر بِرمکbermek=دادن، برآوردن، برآورده کردن، چیزی را به کسی سپردن یا بخشیدن، و...(به معنی Bearمطالب گذشته رجوع شود)

Bearer بِرر=دهنده، برآورنده، خواهد داد، می دهد، و...- ony maňa berer اُنی مانگا بِرِر=آن شخص آنرا به من خواهد داد، آنرا به من می دهد- ol ony maňa berer ya bermer اُل اُنی مانگا بِرِر یا بِرمِر=او آنرا به من می دهد یا نمی دهد، او آنرا به من خواهد داد یا نخواهد داد- ol maňa pul berer اُل مانگا پول بِرِر=او به من پول خواهد داد(می دهد)

er اَر-ar=چیز، فرد، شخص، کننده، فاعل، شوهر، مرد، جوانمرد، و...

راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...

ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 200 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:59

صفحه بندی