در ادامۀ مطالب قبلی کلماتی که پیشوند Tur در زبان انگلیسی دارند را انتخاب کردم و اکنون ارتباط آنها را مورد بررسی قرار می دهیم
ˈtɜːmoɪl- Turmoil-En-تمایُل- ˈtɜːrˈmɔɪlتور مایُل= پریشانی، غوغا، اشفتگی، ناراحتی، بهم خوردگی
معانی دیگر: جنجال، هیاهو، کشاکش، گیر و دار
Turmoil- Turk- تمایل-تورمایُل=گرایش به آشفتگی و آشوب و غوغا، پریشانی، غوغا، اشفتگی، ناراحتی، بهم خوردگی، و...
Turmoil تمایُل- = تمایل، آرزو، تعشق، توجه، خواهش، دلبستگی، رغبت، علاقه، علقه، عنایت، گرایش، میل، هوس ، گراییدن، متمایل شدن، میل کردن، خمیدگی، احساس، عاطفه- پیچ پیچان رفتن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). میل و کجی و کج شدگی در رفتار. (ناظم الاطباء)،
Tor- تور Tur تور، تُو، تاو = تور، گردش، گردان(پروانه) انحراف، پیج، پیچش، خم، خمیدگی، کجی، دور، سفر، چرخش، قیام، جوشش ، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاستن، بالا آمده، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی، تظاهرات، شورش(سرکشی ، معاند ، یاغی ، سرپیچ ، متمرد، اماده شورش)، بلوا، آشفتگی(سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران، )، آشوب ، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرج ومرج، ، هنگامه، سختی، مشقت، گرفتاری ،( وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد و...)- فعل امر تورماق turmaq=به پا خاستن، قیام کردن، بیدار شدن، بلند شدن، از جا بلند شدن، از خواب برخاستن، و...
Moil-مایُل= moyil –meýil = مایل، میل، خمیده، کج، کژ، متمایل، مورب ، خواهان، راغب، شایق، طالب، علاقه مند، مشتاق، گراینده، گرای، موافق، مساعد، متمایل، و...
men oňa meýillim bar من اونگا میلیم بار(Menda bunga moyillik bor)= من به او میل و رغبت دارم، من به او علاقه مندم، من به او گرایش دارم - mayil yel gelyarمایل یل گِلیار=باد موافق می آید، باد مُلایم می آید- مایل هاوا بار maiyel howa bar= هوای خوب و مساعدی است-
Tu-En- tɜːn تَن- ˈtɜː ترن= چرخ، پیچ و خم، قرقره، پیچ، گردش، نوبت، استعداد، چرخش، پیچ خوردگی، تمایل، تغییر جهت، گشت ماشین تراش، دگرگون ساختن، عطف کردن، تغییر دادن، پیچ خوردن، چرخیدن، تغییر جهت دادن، چرخ خوردن، تاه زدن، گشتن، گرداندن، معکوس کردن، بر گرداندن، پیچاندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، خیش زدن، خیش کشیدن، منحرف شدن، معطوف داشتن، چرخ زدن، پشت و رو کردن
معانی دیگر: چرخاندن، به گردش درآوردن، به چرخش درآوردن، تراش دادن، خراطی کردن، (با چرخاندن) ساختن، شکل دادن، پیچ دادن، تاباندن، تاب دادن، ورق زدن، (صفحه و غیره) برگرداندن، وارونه کردن یا شدن، معکوس کردن یا شدن، (معده را) به هم زدن، به حال تهوع درآوردن یا درآمدن،(در مقابل ضربه و غیره) جاخالی دادن، منحرف کردن یا شدن، منصرف کردن یا شدن، (مبلغ یا سن و غیره) رسیدن، (بالغ) شدن، پس زدن، متوقف کردن، دفع کردن، (رها یا آزاد و غیره) کردن، معطوف کردن، متوجه کردن، برگشت دادن، به کار زدن، پرداختن، تبدیل کردن یا شدن، - شدن، - کردن، ترجمه کردن یا شدن، (به زبان یا بیان دیگری) برگرداندن، دیوانه کردن، مجنون کردن، مفتون کردن، شیفته کردن، (شیر و کره و غیره) ترشیدن، ترشاندن، ترش شدن، رنگ (چیزی را) عوض کردن، رنگ پریده کردن یا شدن، رنگ به رنگ کردن یا شدن، دور زدن، گردیدن، به گردش درآمدن، پیچیدن، خم شدن، خمیدن، انحنا پیدا کردن، قوسدار شدن، غلت زدن، تریدن، قل خوردن، قل دادن، برگشتن، عقبگرد کردن، عوض شدن، دگرگون شدن یا کردن، عوض کردن، رجوع کردن به، مراجعه کردن، پناه بردن، (ناگهان) حمله کردن، پریدن به، (با: on یا upon) بستگی داشتن به، منوط بودن، پیچش، قوس داری، کژی، انحراف، (پیاده روی و غیره) دور، دورزنی، گلگشت، دگرگونی، عمل، کار، دوره، لحن، فحوا، نحوه، طرز، گرایش، سوی، تا کردن، خماندن، تو گذاشتن، دولا کردن یا شدن، جهت چرخش یا انحنا، رجوع شود به: tuing point، تکان، یکه، شوک،(سرگیجه یا خشم یا بیماری) حمله، بروز، نمایش کوتاه، (بورس سهام) خرید و فروش، دست به دست گشتن، گردش بدور محور یامرکزی، میل
Tu-Turk-تُن، تُرن(تورن)= چرخ، پیچ و خم، قرقره، پیچ، گردش، نوبت، استعداد، چرخش، پیچ خوردگی، تمایل، تغییر جهت، گشت ماشین تراش، دگرگون ساختن، عطف کردن، تغییر دادن، پیچ خوردن، چرخیدن، تغییر جهت دادن، چرخ خوردن، تاه زدن، گشتن، گرداندن، معکوس کردن، بر گرداندن، پیچاندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، خیش زدن، خیش کشیدن، منحرف شدن، معطوف داشتن، چرخ زدن، پشت و رو کردن، و...
Tor- تور Tur تور، تُو، تاو (دور)=تاو ، تاب، تور، گردش، گردان(پروانه)، برگردان(ترجمه، معطوف کردن، متوجه کردن، برگشت دادن، به کار زدن، پرداختن، تبدیل کردن یا شدن، - شدن، - کردن، ترجمه کردن یا شدن، (به زبان یا بیان دیگری) برگرداندن)، دور(دور زدن، برگشت، برگشتن، (صفحه و غیره) برگرداندن، وارونه کردن یا شدن، معکوس کردن یا شدن، انحراف، (پیاده روی و غیره) دور، دورزنی، گلگشت، دگرگونی) انحراف، پیج، پیچش، خم، خمیدگی، کجی، دور، سفر، چرخش، قیام، جوشش ، غلیان، هیجان، جوش و خروش، طغیان، به پا خاستن، بالا آمده، بلند شده، تظاهرات، خشم و به پا خاستن عمومی، تظاهرات، شورش(سرکشی ، معاند ، یاغی ، سرپیچ ، متمرد، اماده شورش)، بلوا، آشفتگی(سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران، )، آشوب ، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرج ومرج، ، هنگامه، سختی، مشقت، گرفتاری ،( وحشت، خوف، بلاء، خوفناکی، دهشت، ترس زیاد و...)- ایستادگی، ماندگاری، مقاومت، فعل امر تورماق(دورماقdurmaq) turmaq=به پا خاستن، قیام کردن، بیدار شدن، بلند شدن، از جا بلند شدن، از خواب برخاستن، ایستادگی کردن، ماندن، و...- gulpa açar tawlamaq گولپا آچار تاولاماق= به (داخل)قفل کلید چرخاندن- tawly saç تاولی ساچ= مو فرفری،- turist توریست=گردشگر، سیاح- turtmek تورتمک=فشار دادن، تحت فشار قرار دادن، اعمال زور و قدرت کردن، باعمل یا فشار دست یا انگشت و یا حرف کسی را متوجه کردن، و...
Tur-تَر(تأر) târ=طرز، راه، روش، سان، شیوه، طریق، طریقه، طرد، منوال، نمط، نهج، شکل، وضع، هیات، گونه، نوع، قاعده، قانون، آیین، اسلوب، سبک، سیاق- Bu târyq bilen işlemäňبو تَریق بیلن ایشلِمنگ=با این روش(طریق) کار نکنید-منگ ایشلِیان تَریم بیلِن ایشلَنگ- meň işleyan târim bilan işlaňgiz=به روش و سبکی که من کار می کنم کار کنید-( لحن، فحوا، نحوه، طرز، گرایش، سوی،و...)
Tur تُر(دور، dur )تور=ماندگار، ایستا، معمولاًترشی ها مدت زیادی می مانند و ترش مزه هستند- turş تُرش، turşy تُرشی- turiş تُر ایش(تُر ایشیturişy) =کار و عمل آوری برای ماندگاری، کار و عمل ترشی گرفتن، (دگرگونی، عمل، کار، دوره، (شیر و کره و غیره) ترشیدن، ترشاندن، ترش شدن،و...)
Tur- törتُورdör–برگردان، جستجو، کاوش، فعل امرتُورمک، دُورمک dörmek- törmek=کاویدن، تفحص کردن، جست وجوکردن، کاوش کردن، کندن، حفر کردن، کندوکاو کردن، زیرورو کردن، گشتن، و... yery törmek(dörmek) یری تُورمک- یری دُورمک= زمین را کاویدن، زمین را کندن(شخم زدن)، زمین را زیر و رو کردن- من همه یری دُردیم(تُردیم) اُنی تاپمادیم - men hemme yery dördim(tördim) ony tapmadim=من همه جا را جستجو کردم(گشتم) او را پیدا نکردم
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 183
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 20:59