اولین بیت کتیبۀ هخامنشی منصوب به خشایارشاه در شهر وان ترکیه XV)) کاملاً شبیه متن کتیبۀ (DNa) در نقش رستم ایران و(DZc) با کتیبۀ مصری یافته شده در کنار کانال سوئز می باشد . بنابراین برای بررسی می توان از منابع مصری آن زمان کمک گرفت به خصوص که در آن زمان خطوط تصویری در مصر رایج بوده است . مصریان تمام برداشت ها و تصورات خود را به صورت نقش ونگار در درودیوار و درون اهرام مصر به یادگار گذاشته اند . که تا کنون دست نخورده و سالم به جا مانده است . پس آنچه که در نوشته های هخامنشی آمده را می توان به صورت نقاشی های دیواری در مصر آن زمان یافت هر چند در سنگ نگاره های یافت شده در ایران وترکیه و عراق و سوریه و ...نیز کم و بیش نمونه هایی یافت می شود . اکنون به بررسی تک تک ابیات با استفاده از معانی آن درزبان ترکی می پردازیم . همچنین از منابع موجود در موزه ها وآنچه به صورت تصاویر اینترنتی از گوشه وکنار جهان یافت شده کمک می گیریم .
1- Ba, ga / vo, za y,ra y,k ay- / Ang ,O ,ray ,may,z ayddang,a
1- باقا- وُزا یرا یک آی آنگ اُور مای ز ای اِددنگا
- باقا در این مورد به طور کامل قبلاً در وبلاک بحث شد فقط می توان آنرا هم معنی (خدا) دانست . دارای صفات خداوندی در زبان ترکی ( پرورش دهنده یا پروردگار، مراقب ، نظاره گر ، و...) اگر به صورت باق آی خواده شود به معنی نظاره کن ماه در می آید که در این صورت این بیت به معنی (نظاره کن ماه با تنها چشمت به زمین آنکه راهنمای ماست با نور افشانی اش تا سپیده دمان = Ba, ga / vo, za y,ra y,k ay- / Ang ,O ,ray ,may,z ay da dang,a ) این احتمالاً برداشت عامیانه از این متن عرفانی بوده است . اگر گذشتۀ ترک زبانان را بنگریم به خصوص در میان ترک تباران ترکمن چنان به ماه احترام می گذاشتند . که پدران و پدر بزرگانمان به ما می گفتند که حتی انگشت اشارۀ خود را به سوی ماه نگیرید در صورت انجام چنین کاری حتماً برای تنبیه خود آن انگشت را به دندان گرفته چنان بفشاریم تا درد مان بگیرد . تا خداوند گناه ما را ببخشاید . ما هم که کودکی بیش نبودیم شیطنت کرده انگشت اشاره مان را به سوی ماه می گرفتیم و بعد چنان آن انگشت را گاز می گرفتیم که گاهی خون آلود می شد. این نشان از احترام و تقدس ماه در میان نیاکانمان دارد . پس چیزی که این گونه تقدس و احترامش تا به امروز بعد از گذشت چند هزار سال در میان مردم کم و بیش باقی مانده ، پس آن زمان احترام و تقدسش را خود تصور کنید. همانطور که در مباحث گذشته نیز عنوان کردم . آمدن صدها یا هزاران پیامبر الهی برای راهنمایی وهدایت به میان مردم در تمام کتابهای مقدس آمده است . اگر این را باور داشته باشیم . باید این را نیز باور کنیم . که تمام پیامبران الهی ما را به یکتا پرستی دعوت کرده اند . ولی بعد ها ممکن است .پیروان آنها باورهای دیگری را یا بهتر بگویم برداشت های دیگری از آموزه های پیامبران خود پیدا کنند ،این برداشت ممکن است توسط خود فرد یا عواملی که با انحراف افکار مقاصد دیگری را دنبال می کنند . بوجود آمده باشد . اگر بخواهیم برداشت عرفانی از این متن داشته باشیم می توان این متن را به این صورت (خدا - ای نظاره گر بی همتا(تنها چشم نظاره گر به زمین) -هوشمندانه برای راهنمایمان ماه آفریدی) ترجمه کرد.اکنون به معنی کلمات بکار رفته در این متن در زبان ترکی می پردازیم :
باقا = نظاره گر، فعل امر باقماق مثل: قویونی باقا = گوسفندان را نظاره کن یا بپروران یا مراقب باش البته کلمه باقا یک کلمۀ خواهش و تمنا ، همچنین به صورت کلمۀ فاعل کنندۀ کار نیز بیان می شود . کسانی که به زبان ترکی آشنا هستند به خوبی می دانند که از نظر نوشتاری همه به یک صورت نوشته می شود ولی در هنگام بیان هر یک از حالات ، روی یکی از حروف تأکید و مکث یا کشیدگی ایجاد می شود . که ترک زبانان از طرز بیان به منظور گوینده پی می برند .
وُزا = نگاه کن ، فعل امر وُزامِک =نگاه کردن مثل :اُتایی(اُتانی) وُزا= آنجا را نگاه کن
یرا = به زمین ، زمین ، به جا ومکان ، -مثل : اُول یرا منکی = آن زمین مال من است .-اُول یرا گیت= به آن مکان برو ، به آنجا برو
یک = تنها ، بیکس مثل : مِن یکَ قالدیم = من تنها ماندم ، من بیکس شدم
آی= ماه ، روشنایی، زیبایی، چشم ، خوب ، و....مثل : آی گؤنگدا = ماه در آسمان آی یالی وُزی (گؤزی)بار=چشمی مثل چشم ماه دارد ، چشم زیبایی دارد .
آنگ= آن ، نگاه به دور ، تفکر عمیق ، هوش، فهم و درک و... مثل: مِنگ آیدانمی آنگلا = به آنچه گفتم فکر کن اُونی آنگ ات= به آن نگاه کن آنگری= آن ور- آنگیراک = دورتر- آنگ سیز= بی فکر آنگلی=باهوش و...
اُور = راه ، راهنما، مسیر ، بلندی، مثل : شول اُوردان گیت = از آن راه (مسیر) برو اُونگ اُورینی وُزا(گؤزا)= او را راهنمایی کن ، راه را نشانش بده اُول اُوردان چقیبدیر= او از راه منحرف شده ،او به بیراهه رفته
مای(مایی) = برای ما ،ما، مایه ، ذات ، فطرت ، وجود ، و.... امروزه به صورت - مانقا یا مانا = برای ما ، برای من و در جملات به صورت : گِل مای لینگ می ؟ آیا ما نیاییم ؟ - سال مای لینگ = ما وارد(داخل) نکنیم ،ما اجازۀ ورود ندهیم سال مای ارس = ما اجازۀ ورود نمی دهیم حمیر مایسی= مایۀ خمیر ، خمیر مایه
زای =تشعشع، آنچه که از ماه و خورشید ساطع می شود ، نور ، حرارت و...
مایزای(مازای) =مفید ، سودمند،نور برای ما ،نور وگرماو آنچه که برای ما مفید است ، مثل: مازای بیلسنگ شونی اِد = اگر برای ما مفید بدانی آن کار را بکن شو مازای دا بول = در همین اطراف باش ، قابل دیدن و مشاهده باش ، نور و حرارتت قابل احساس باشد.
دا = هست ، وجود داشتن ، مثل : مِن خلیل دا = من خلیل هستم
اِد=بکن ، انجام بده فعل امر اِدمک= کردن ، انجام دادن مثل: شو ایشی اِد = این کار را بکن، انجام بده
اِددنگا= انجام دادی ،در اینجا آفریدی مثل : شو ایشی اِددنگا = این کار را انجام دادی
راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟...
ما را در سایت راه زندگی باصفا در کتیبه چیست ؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 177
تاريخ: پنجشنبه
28 تير
1397 ساعت: 3:04